أَمْرِ اللَّهِ
« 1 » . به خداوند سوگند ، تو نه با طايفهء سركش بودى و نه با آنان كه در برابرشان سركشى كردند .
از صعصعه پرسيدند : از كجا مىآيى ؟ گفت : از وادىاى دور . پرسيدند : تو را آهنگ كجاست ؟ گفت : خانهء كهن . « 2 »
معاويه به مردى از يمن گفت : چقدر طايفهء تو نادان بودند ، چه زمانى كه زنى را فرمانرواى خويش گرفتند و چه زمانى كه گفتند :
رَبَّنا باعِدْ بَيْنَ أَسْفارِنا وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ
« 3 » .
آن مرد در پاسخ گفت : از آنان نادانتر طايفهء تو هستند كه چون پيامبرشان آنان را به راه درستشان خواند گفتند :
اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيمٍ
« 4 » و خداوند پس از آن ، اين آيه را فروفرستاد :
سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ
. « 5 »
به ابن عباس گفتند : مختار بن عبيد اللّه مدعى است به او وحى مىشود . گفت : مختار درست گفته است ، با اين سخن خداوند كه مىفرمايد :
وَ إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ
. « 6 »
وهب بن منبه گفته است : عبد اللّه بن زبير مرد زشترويى از ما را كه به پير زشتچهرهء يمن معروف بود ، بر يمن گماشت . يكبار در حالى كه عبد اللّه بن خالد بن اسيد نيز نزد ابن زبير بود به حضور او رسيدم . عبد اللّه از من پرسيد : با پير زشتروى يمن چطوريد ؟ امّا من پاسخى ندادم . او چند بار تكرار كرد و چون فراوان پرسيد : گفتم :
وَ أَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ لِلَّهِ
. « 7 » اما بگو پيرزن زشتروى قريش چه كرده است ؟ گفت : پيرزن زشتروى قريش كيست ؟ گفتم :
هامش
( 1 ) . حجرات / 9 : و اگر دو طايفه از مؤمنان باهم بجنگند ميان آن دو را اصلاح دهيد و اگر باز يكى از آن دو بر ديگرى تعدى كرد با آنكه تعدى مىكند بجنگيد تا به فرمان خدا بازگردد .
( 2 ) . اشاره است به آيههاى 27 و 29 از سورهء حج :وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالًا وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍووَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ.
( 3 ) . سبأ / 19 : پروردگارا ، ميان منزلهاى سفرهايمان فاصله انداز .
( 4 ) . انفال / 32 : و ياد كن هنگامى را كه گفتند خدايا اگر اين كتاب همان حق از جانب تو است پس بر ما از آسمان سنگهايى بباران يا عذابى دردناك بر سر ما بياور .
( 5 ) . معارج / 1 : پرسندهاى از عذاب واقع شوندهاى پرسيد .
( 6 ) . انعام / 121 : و در حقيقت شيطانها به دوستان خود وسوسه مىكنند .
( 7 ) . نمل / 44 : و اينك با سليمان در برابر خدا تسليم شدم .