تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
حكمتموه فقضى بينكم * ابلج مثل القمر الباهر لا يأخذ الرشوة فى حكمه * و لا يبالى اعين الخاسر « 1 »
مهتدى در پاسخ گفت : امّا تو ، خدايت جزاى خير دهاد . بدان كه نيكوتر و راست‌تر از شعر اعشى ، سخن خداوند است كه مىفرمايد :
وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَ إِنْ كانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنا بِها وَ كَفى بِنا حاسِبِينَ .
« 2 »

فصل [ 4 ] : بديهه‌گويى

على بن ابى طالب عليه السّلام از كنار جمعى كه شطرنج بازى مىكردند گذشت . به آنان فرمود : واى بر شما ، « چيست اين پيكره‌هايى كه بر آستانشان سر نهاده‌ايد » ؟ « 3 »

فصل [ 5 ] : مقام دريوزگى

عربى باديه‌نشين در آستانهء خيمهء عبد الملك بن مروان ايستاد و گفت : در حالى كه شما فزون از نيازتان داشتيد سه سال بر ما گذشت : يك سال پيه بر تن ما آب كرد ، يك سال گوشت پيكرمان گنديد و سالى ديگر استخوان تكيد . اگر آن افزون بر نياز كه داريد از آن خداست آن را به بندگانش دهيد ، اگر از آن بندگان خداست آن را بديشان بازگردانيد و اگر از آن خودتان است به ما صدقه كنيد ؛ « خداوند زكات‌دهندگان را پاداش مىدهد » . « 4 » پس عبد الملك فرمود او را صله و خلعت دادند . منصور فقيه در سال قحطى كه بر وضع او اثر گذاشته بود به جمع يكى از مهتران مصر درآمد و اين ابيات را برايش خواند :
ها انا كالزرع جف حتى * ليس له فى الزرع ظل
هامش
( 1 ) . او را ميان خود به داورى گرفتيد و او ميانتان حكم كرد ، حكمى آشكار به سان ماهى كه مىدرخشد . او نه در داورى خود رشوه مىستاند و نه از چشمان آن‌كه دادرسى را باخته است باكى دارد . بيت را بنگريد در : ديوان اعشى ، ص 141 . در اين ديوان عبارت « حكمتمونى » و « لا يبالى غبن الخاسر » آمده است - ت . ( 2 ) . انبياء / 47 : و ترازوهاى داد را در روز رستاخيز مىنهيم . پس هيچ‌كس در چيزى ستم نمىبيند و اگر هموزن دانه خردلى باشد آن را مىآوريم و كافى است كه ما حسابرس باشيم . ( 3 ) . اقتباس از آيهء 52 سورهء انبياء :ما هذِهِ التَّماثِيلُ الَّتِي أَنْتُمْ لَها عاكِفُونَ- م . ( 4 ) . اقتباس از آيهء 88 سورهء يوسف :إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ- م .
اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 249 | عبد الملك الثعالبي النيسابوري / حسين صابري