تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١

باب چهاردم پاسخ‌هاى دندان‌شكن

فصل [ 1 ] : پاسخ‌هايى از نسل نخست و سلف صالح

يكى از يهوديان به على بن ابى طالب عليه السّلام گفت : شما را چه شده است كه تنها بيست و پنج سال پس از پيامبرتان با يكديگر به كارزار برخاستيد ؟ فرمود : امّا شما هنوز پاهايتان از آب دريا خشك نشده بود كه گفتيد : « اى موسى ، برايمان بتى قرار ده ، آن‌سان كه ايشان را بتانى است » . « 1 » پس از كشته شدن على بن ابى طالب عليه السّلام سعد بن ابى وقاص به حضور معاويه رسيد . معاويه به او گفت : خير مقدم به كسى كه نه حق را مىشناسد تا از آن پيروى كند و نه باطل را تا با آن مخالفت ورزد . سعد گفت : حكايت من داستان آن كاروانى است كه چون در راه باشد ، طوفانى سخت برخيزد و ظلمتى بىسابقه همه‌جاگير شود و آنان ناچار شتران خويش از حركت بازدارند ، تا گرد و خاك فرونشيند و ظلمت از ميان برود و آن‌گاه بر راه درست گام نهند . معاويه در پاسخ گفت : خداوند چنين فرمان نداده ؛ زيرا فرموده است :
وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلى
هامش
( 1 ) . اقتباس از آيهء 138 سورهء اعراف :يا مُوسَى اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ. روايت را نيز بنگريد در : علم الهدى ، الامالى ، ج 1 ، ص 274 ؛ شرح نهج البلاغه ، ج 3 ، ص 229 - ت .