لقد تجاوزت بىوقتى واى حيا * فى غير ابانه يشفى من الغلل
و قد تمهلت شهرا بعده كملا * و انما خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ « 1 »
به ابو العيناء گفتند : شتاب مكن كه شتاب از شيطان است . گفت : اگر از شيطان بود همسخن خدا نمىگفت :
وَ عَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضى
« 2 » .
فصل [ 5 ] : دوستى و دشمنى
خداوند دربارهء برگشتن دلها به سوى هم ، پس از گريختن آنها از همديگر فرموده است :
عَسَى اللَّهُ أَنْ يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ الَّذِينَ عادَيْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً .
« 3 »
خداوند فرموده است :
لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ما أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ
« 4 » .
فصل [ 6 ] : جوانى و پيرى
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : شما را به نيكى با جوانان سفارش مىكنم ؛ چه ، جوان نازكدلتر است . خداوند مرا مژدهدهنده و هشدارده برانگيخت ، جوانان با من همپيمان شدند و پيران با من مخالفت ورزيدند . « 5 » پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سپس اين آيه را تلاوت فرمود :
فَطالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ .
« 6 »
صولى در كتاب فضل الشباب على الشيب كه براى مقتدر باللّه عباسى تأليف كرده آورده است : سنّ نه چيزى را كه مؤخر است پيش مىاندازد و نه چيزى را كه مقدم است به دير
هامش
( 1 ) . چه شده است كه مقررى من بر دستان تو جارى نيست و كف دستانت تهى به سان خرابههاى وانهاده شده است !
تو با من از زمانش گذراندى و چه بارانى در غير هنگام خود تشنگى را فرونشاند ؟
پس از آن وعدهء پيشين يك ماه ديگر هم مهلت دادم و صبر كردم ، امّا چه سود كه انسان از شتاب آفريده شده است .
( 2 ) . طه / 84 : من اى پروردگارم به سويت شتافتم تا خشنود شوى .
( 3 ) . ممتحنه / 7 : اميد است كه خدا ميان شما و ميان كسانى از آنانكه ايشان را دشمن داشتيد دوستى برقرار كند .
( 4 ) . انفال / 63 : اگر آنچه در روى زمين است همه را خرج مىكردى نمىتوانستى ميان دلهايشان الفت برقرار كنى ، ولى خدا بود كه ميان آنان الفت انداخت .
( 5 ) . متنى كه مؤلف آورده چنين است : « اوصيكم بالشباب خيرا فانه ارق قلبا ان اللّه بعثنى بشيرا و نذيرا فحالفنى الشباب و خالفنى الشيوخ » . اين متن را در منابع نيافتم - م .
( 6 ) . حديد / 16 : انتظار بر آنان به درازا كشيد و دلهايشان سخت شد .