مىافكند ، بلكه تنها شايد كارهاى مهم و مسائل عمده را به جوانان بازگرداند ؛ چرا كه آنان از چنين كارهايى استقبال مىكنند ، تند حركت مىكنند ، ذهنى تيز دارند ، طبع آنان هشيار است و بر ساختن مجد و عظمت آزمندتر و نيازمندتر و علاقهمندترند . خداوند دربارهء يحيى بن زكريا عليه السّلام از اين خبر داده كه او را در سن خردسالى از حكمت برخوردار ساخته است ، چونان كه فرمود :
يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا
« 1 » . بدينسان ، خردسالى مانع آن نشد كه خداوند به يارى كتاب و توانمندى ، به وى حكمت دهد و او را سزاوار برخوردارى و بر دوش كشيدن آن سازد .
ابن عباس دربارهء آيهء
وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا
« 2 » گفته است : در حالى كه او هفت ساله بود خداوند به وى فهم و درك داد .
خداوند در چند جاى كتاب خود از جوانان ياد كرده ، چونان كه فرموده است :
إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ
« 3 » ،
إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ
« 4 » و
قالُوا سَمِعْنا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ
« 5 » .
مفسران در تفسير
وَ جاءَكُمُ النَّذِيرُ
« 6 » گفتهاند : مقصود از اين هشداردهنده ، پيرى است .
از همين مضمون است كه فرزانگان گفتهاند : پيرى هشداردهندهء مرگ است .
عدى بن زيد نيز در روزگار جاهليت گفته است :
و افتضاض السواد من نذر الشيب * و ما بعده لحى نذير « 7 »
فصل [ 7 ] : كمى و فراوانى
يكى از عالمان گفته است : فراوانى افراد چيزى نيست كه در كتاب خدا يافت شود . آنچه ستوده شده كمترهايند ؛ زيرا شنيدهايم خداوند بر آنانكه كمترند ستايش و ثنا مىگويد و آنان را كه بسيارند مىنكوهد ، آنجا كه فرموده است :
ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْكُمْ وَ أَنْتُمْ مُعْرِضُونَ
« 8 » ؛
هامش
( 1 ) . مريم / 12 : اى يحيى ، كتاب خدا را به جدّ و جهد بگير و از كودكى به او نبوت داديم .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . كهف / 10 : آنگاه كه جوانان به سوى غار پناه جستند .
( 4 ) . كهف / 13 : آنان جوانانى بودند كه به پروردگارشان ايمان آورده بودند .
( 5 ) . انبياء / 60 : گفتند : شنيديم جوانى از آنها ياد مىكرد .
( 6 ) . فاطر / 37 : براى شما هشداردهنده آمد .
( 7 ) . اينكه حريم سياهى موها دريده شود از هشدارهاى پيرى است و هر دم پس از آن هشدارى مىرسد .
( 8 ) . بقره / 83 : سپس جز اندكى از شما همگى به حالت اعراض روى برتافتيد .