- ثمار القلوب فى المضاف و المنسوب ؛ « 1 »
- خصائص البلدان ؛ « 2 »
- سحر البلاغة . « 3 »
ثعالبى به گونهاى دور از هر ترديد ، تصريح كرده كه ميان او و ميكالى دوستى استوارى نه بر پايهء سمتهاى سياسى يا جايگاه اجتماعى ، بلكه بر پايهء مهربانى و برادرى وجود داشته است .
از همين رو ، ثعالبى در بيشتر كتابهاى خود ، حتى كتابهايى چون خاص الخاص و الايجاز و الاعجاز از سخنان و تعليقات ميكالى اقتباسهاى بسيار كرده است .
از سويى ديگر در مكاتبات ميكالى و ثعالبى نيز بازخورد اين دوستى و مهربانى را مىبينيم .
براى نمونه ، حصرى در يكى از نامههاى ميكالى كه وى در آن از دلتنگىهاى لحظهشمارى و بيقرارى براى ديدار و همسخنى با ثعالبى سخن به ميان آورده است از او چنين نقل مىكند :
نامهام را در حالى روانه مىسازم كه از دلدادگىاى مىنالم ، چندانكه اگر دامن عربى باديهنشين را مىگرفت ، هرگز ديوانهء چند قطره باران گذراى بيابان نمىشد و اگر مردى بىهمسر را در دام خود مىافكند ، خويش را آكنده از آتش و درد مىيافت و زمانهء جدايى را مىنكوهيد و هيچ يك از اين دو راه نكويى نمىيافتند . « 4 »
ميكالى دربارهء ثعالبى اشعارى گفته و اين اشعار را نيز ثعالبى خود در شرح حال ميكالى در يتيمة الدهر نقل كرده است . براى نمونه ، ثعالبى چند بيت از ميكالى آورده و دربارهء آنها توضيح داده كه وى آنها را دربارهء مؤلف كتاب سروده است « 5 » :
اخ لى امّا الودّ منه فرائد * و الفاظه بين الحديث فرائد
اذا غاب يوما لم ينب عنه شاهد * و ان شهد ارتاحت اليه المشاهد « 6 »
ثعالبى هنگامى كه به گرگان رفت با امير شمس المعالى قابوس بن وشمگير پيوند برقرار
هامش
( 1 ) . بنگريد به : بروكلمان ، تاريخ الادب العربى ، ج 1 ، ص 238 ؛ الملحق ، ج 1 ، ص 500 - ت .
( 2 ) . بنگريد به : دراسة توثيقية ، ص 268 - ت .
( 3 ) . بنگريد به : يتيمة الدهر ، ج 2 ، ص 234 - ت .
( 4 ) . زهر الآداب ، ج 1 ، ص 501 - ت .
( 5 ) . بنگريد به : يتيمة الدهر ، ج 4 ، ص 375 - ت .
( 6 ) . برادرى دارم كه در دوستى پيشگام است و واژههاى او در ميان همه سخنان بىهمتاست .
اگر يك روز نباشد هيچ جايگزينى جاى او را پر نكند و اگر حاضر باشد بيننده به ديدن او دل آسايد .