تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 3

مساهمون:

ص٣
ابو الفتح بستى ، على بن محمّد بن حسين ( د . 400 ق . ) « 1 » وزير اديب و شاعرى است كه ثعالبى شرح حال بلندى براى وى آورده و از بسيارى از اشعار و سخنان گزيدهء او نيز ياد كرده « 2 » و كتاب خود با عنوان احسن ما سمعت را نيز به او اهدا كرده است « 3 » . اين دو تن به تبادل شعر نيز مىپرداختند ، چونان كه بستى دربارهء ثعالبى آورده است « 4 » :
قلبى مقيم بنيسابور عند اخ * ما مثله حسين تستقرى البلاد اخ له صحائف اخلاق مهذبة * منها الحجى و العلى و الظرف تنتسخ « 5 »
ثعالبى خود بسيارى از اخبار مربوط به همدمى و هم‌سخنى با بستى را نقل و از اين ياد كرده است كه آنان به تبادل سخن و شب‌نشينى با همديگر مىپرداختند . براى نمونه ، ثعالبى در كتاب تحفة الوزراء چنين روايت كرده است : روزى در نيشابور ابو الفتح بستى در حالى كه با او از هر درى سخن مىگفتيم گفت : امير سيف الدوله - يعنى پادشاه گران‌مرتبه ، يمين دولت و امين ملت ، كه خداوند ياران او را سربلند سازد ، و هموكه چون اميرى سپاه نوح بن منصور سامانى را در اختيار داشت او را سيف الدوله لقب داده بودند - نيازمند يك وزير است ، چونان كه تو خود اين شعر خويش برايم خوانده‌اى :
كتب الامير كتائب فى المعركة * و الرأى منه طبيب رأى المملكة و اذا رأى بالظن خطبا مشكلا * اضحت ستور الغيب عنه مهتكة « 6 »
هم امير نيازمند منجمى است ، آن‌گونه كه تو خود براى خويش سروده‌اى « 7 » :
صديق لنا عالم بالنجوم * يحدثنا بلسان الملك
هامش
( 1 ) . بنگريد به : وفيات الاعيان ، ج 3 ، ص 376 و 378 - ت . ( 2 ) . بنگريد به : خاص الخاص ، ص 241 و 242 - ت . ( 3 ) . بنگريد به : يتيمة الدهر ، ج 2 ، ص 242 ؛ ديوان البستى ، ص 241 ، 275 و 311 - ت . ( 4 ) . ابيات را بنگريد در : يتيمة الدهر ، ج 2 ، ص 242 - ت . ( 5 ) . دل من در نيشابور نزد برادرى اقامت كرده است كه چون در همهء شهرها بجويى برادرى همانند او نيست . او را صحيفه‌هايى است از خوىهاى پيراسته كه همهء خردورزىها ، بلندمرتبگىها و نكته‌گويى پيشين را نسخ مىكند . ( 6 ) . نامه‌هاى امير لشكرهايى را در ميدان جنگ ماند و رأى و تدبير او نيز طبيب رأى مملكت است . چون كارى به گمان مشكل بيند پرده‌هاى غيب در برابر او از هم مىدرند . ( 7 ) . بنگريد به : تحفة الوزراء ، ص 47 و 48 - ت .