تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
مردى در حضور حسن بصرى مردى ديگر را دشنام داد . حسن گويد : پس از اين‌كه آن مرد ناسزاگويى خويش به پايان برد ، آن‌كه ناسزا شنيده بود در حالىكه عرق از پيشانى خويش مىزدود برخاست و اين آيه را خواند :
وَ لَمَنْ صَبَرَ وَ غَفَرَ إِنَّ ذلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ
« 1 » . حسن گفت : به خدا سوگند آن مرد اين آيه را درست درك كرد و فهميد ، در زمانى كه نادانان آن را تباه كردند . زمانى كه ابو ايوب موريانى « 2 » از چشم منصور افتاد « 3 » منصور او را به حضور خواست و به توبيخ و سرزنش وى پرداخت . ابو ايوب نيز گفت : نه از تو مىخواهم كه به حرمتى بر من مهر ورزى و نه مىخواهم كه از من به پاس خدمتى درگذرى . تنها از تو مىخواهم در برخورد با من ادب الهى را به كار بندى ، در اين‌كه فرموده است :
وَ هُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَعْفُوا عَنِ السَّيِّئاتِ
« 4 » . خداوند از گناهانى كه خود حقيقت آن‌ها را دانسته گذشته و توبه‌اى از آنچه پيش از آن بوده ، پذيرفته است . امّا منصور گفت :
آلْآنَ وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَ كُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ
« 5 » از سخنان ابراهيم بن مهدى « 6 » در عذر آوردن در پيشگاه مأمون و درخواست عفو از او اين است « 7 » كه گفت : اى امير مؤمنان ، ولىّ دم در قصاص حكم مىراند ، امّا اين‌كه بگذرى به تقوا نزديك‌تر است . « 8 »
هامش
( 1 ) . شورى / 43 : و هركه صبر كند و درگذرد مسلما اين خويشتندارى حاكى از ارادهء قوى در كارهاست . ( 2 ) . نام او منسوب است به موريان ، يكى از آبادىهاى اهواز قديم . ابو ايوب را منصور به هنگامى كه وى كودكى بيش نبود خريده و تعليم داده بود . بعدها سفاح در روزگار خلافت او را از خاصان خود گردانيد و پس از افول برمكيان نيز منصور او را به وزارت گماشت ، امّا پس از چندى از خود راند . بنگريد به : الوزراء و الكتاب ، ص 121 ؛ الفخرى ، ص 121 ؛ الكامل ، ج 5 ، ص 153 - ت . ( 3 ) . چگونگى افول ابو ايوب نزد منصور را بنگريد در : الوزراء و الكتاب ، ص 122 ؛ الفخرى ، ص 128 - ت . ( 4 ) . شورى / 25 : و اوست كسى كه توبه را از بندگان خود مىپذيرد و از گناهان درمىگذرد . ( 5 ) . يونس / 91 : اكنون ؟ در حالىكه پيش از اين نافرمانى مىكردى و از تباهكاران بودى . ( 6 ) . نام كامل او ابراهيم بن مهدى بن عبد اللّه بن ابى جعفر المنصور و نام مادر وى نيز شكله است . معاصر مأمون بود و پس از كشته شدن امين مردم بغداد با او بيعت كردند . بعدها مأمون پس از آمدن به عراق او را بخشود . بنگريد به : معجم الادباء ، ج 2 ، ص 157 ؛ الخليفة المغنى ابراهيم بن المهدى - ت . ( 7 ) . متن نامه ابراهيم بن مهدى به مأمون در مورد درخواست عفو و همچنين پاسخ مأمون را بنگريد در : ابن طيفور ، بغداد ، ص 101 ؛ تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، ص 558 ؛ تاريخ بغداد ، ج 6 ، ص 144 ؛ الخليفة المغنى ابراهيم بن المهدى ، ص 165 - ت . ( 8 ) . اشاره به آيهء 237 سورهء بقره :وَ أَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوى- ت .
اقتباس از قرآن كريم ( فارسى ) — صفحة 178 | عبد الملك الثعالبي النيسابوري / حسين صابري