كس نزد اويند . فرمود :
فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ أَتاهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ
. « 1 »
عبد اللّه بن حسن « 2 » به يكى از دوستان خود گفت : تو را به پرواى خداوند سفارش مىكنم ؛ كه خداوند براى كسانى كه از او پروا دارند از آنچه خوش نمىدارند برون شدى قرار داده و آنان را از آنجا كه حسابش را نكردهاند روزى مىرساند - و مقصود او اين سخن خداوند بود كه فرموده است :
وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً * وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ
. « 3 »
هنگامى كه محمّد بن عبد اللّه بن حسن « 4 » كشته شد منصور سر او را براى پدرش كه در سپاه فرزندش بود فرستاد . چون سر را پيش او نهادند گفت : اى ابو القاسم ، آفرين بر تو و خوش آمدى ! به خدا سوگند ، تو از آنان بودى كه خداوند دربارهشان فرموده است :
يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً
« 5 » ، و هم از آنان كه خداوند در شأن ايشان فرموده است :
الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ لا يَنْقُضُونَ الْمِيثاقَ
. « 6 » پس رحمت خداوند بر تو و بر كسانى كه با تو بودند .
فصل [ 5 ] : سخنان [ امام ] حسين عليه السّلام و فرزندانش
مردى نزد على بن ابى طالب عليه السّلام آمد و گفت : مرا دربارهء مردم ، مردمگونهها و مردمنمايان خبر ده . على عليه السّلام به حسين عليه السّلام فرمود : پاسخ ده . حسين عليه السّلام رو به آن مرد كرد و
هامش
- در اين دو سال فتوحاتى داشت . مدتى نيز زمامدار كوفه شد و در همين شهر به سال 50 ق . درگذشت . بنگريد به :
الطبقات ، ص 53 - ت .
( 1 ) . نحل / 26 : پس از بالاى سرشان سقف بر آنان فروريخت و از آنجا كه حدس نمىزدند عذاب به سراغشان آمد .
( 2 ) . نام كامل او عبد اللّه بن حسن بن حسن بن على بن ابى طالب و نام مادر او نيز فاطمه دختر حسن بن على بن ابى طالب عليه السّلام است . جاحظ او را از خطيبان و سخنوران بنى هاشم شمرده است .
( 3 ) . طلاق / 2 و 3 : و هركس از خدا پروا كند خدا براى او راه برون شدنى قرار مىدهد و از جايى كه حسابش را نمىكند به او روزى مىرساند .
( 4 ) . محمّد بن عبد اللّه بن حسن بن على بن على بن ابى طالب معروف به نفس زكيه و مادرش هند دختر ابو عبيدة بن عبد اللّه بود . به سال 145 ق . كشته شد . بنگريد به : طبقات ، ص 269 - ت .
( 5 ) . انسان / 7 : به نذر خود وفا مىكردند و از روزى كه گزند آن فراگيرنده است مىترسيدند .
( 6 ) . رعد / 20 : همانان كه به پيمان خدا وفا دارند و عهد او را نمىشكنند .