و حبّى ذوى قربى النبىّ محمد * فما سؤلنا إلّا المودّة من أجرى « 1 »
مقصود شاعر در اين ابيات اين سخن خداوند است كه فرمود :
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى
. « 2 »
على بن محمّد حمامى گفته است « 3 » :
بامركم يا آل احمد اصبحت * قريش ولاة الامر دون ذوى الذكر
اذا ما اناخت فى ظلال بيوتها * انختم ببيت الطهر فى محكم الذكر « 4 »
مقصود شاعر در اين بيت اخير اين آيه است كه مىگويد :
وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً
. « 5 »
شاعر چنين ادامه مىدهد :
اناس هم عدل القرآن و مألف ال * بيان و اصحاب المفاخر فى بدر
و مازهم الجبار عنكم بخلة * يراها ذوو الاقدار يانعة القدر
و اعطاهم الخمس الذى فضلوا به * بآية ذى القربى على العسر و اليسر « 6 »
مقصود شاعر در اين بيت نيز سخن خداوند است كه فرمود :
وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى
« 7 » ، و نيز اين آيه كه فرمود :
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ
« 8 » و از اين ميان ، از همهء بنى فهر ، خاندان بنى هاشم را برگزيد و فرمود :
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
. « 9 »
هامش
( 1 ) . از دنيا مرا همان اندازه خوراك كه زندهام بدارد و نيز جامههاى كتان كه با آنها به ديدن قبرم روم بسنده است .
و نيز محبتم به خويشاوندان محمّد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ؛ چرا كه خواسته و پاداش آنها محبّت است .
( 2 ) . شورى / 23 : بگو به ازاى آن رسالت پاداشى از شما خواستار نيستم مگر دوستى درباره خويشاوندان .
( 3 ) . ثعالبى اين ابيات را در خاص الخاص ( ص 127 ) نيز آورده است - ت .
( 4 ) . اى خاندان محمّد ، به فرمان شما قريش از ميان همهء صاحبان نام زمامدارى يافت .
آنگاه كه شتر خويش را در سايهسار خانههاى اين خاندان خواباند ، آيا بايد به خانههاى پاكى كه در آيات محكم كتاب از آنها ياد شده است ، سخن را به پايان بريم ؟
( 5 ) . احزاب / 33 : و شما را پاك و پاكيزه گرداند .
( 6 ) . مردمانى كه همسنگ قرآن ، جايگاه بيان و صاحبان همه افتخارها در جنگ بدر هستند
و خداى جبار آنان را به ويژگىاى از شما جدا ساخته است كه صاحبان منزلت آن را مرتبهاى بس بلند دانند .
و آنان را همان خمسى داد كه به واسطهء آن و به آيهء ذوى القربى در هر سختى و گشايشى برترى يافتهاند .
( 7 ) . انفال / 41 : و بدانيد كه هرچيزى را به غنيمت گرفتيد يك پنجم آن براى خدا و پيامبر و براى خويشاوندان او . . . است .
( 8 ) . شعراء / 214 : و خويشاوندان نزديكت را هشدار ده .
( 9 ) . همان .