تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
گرفت كه زمان گذر از دوران سحر براى بشريّت فرا رسيده بود . به همين سبب نيز وى معجزه‌اى آورد كه حيله‌هاى همه ساحران عصرش را مغلوب خود ساخت و چيره‌دستى ساحران با مهارت را به هماوردى خويش طلبيد ، تا آنان كه گرفتار ترديدند بدين حقيقت ايمان آورند كه آنچه موسى آورده از توان بشر فراتر است و نبوّت او را باور دارند تا پس از آن ، وى آنها را از طريق رسالت خويش به عصرى نو رهنمون شود . امّا زمانى نگذشت كه يهوديان رسالت موسى را به باطل درآميختند و كلمات خداوند را تحريف كردند : « پس واى بر آنان كه نوشته‌اى به دست خويش مىنويسند و سپس مىگويند : اين از جانب خداست ، تا بدين وسيله بهايى اندك به چنگ آورند . پس واى بر آنان از آنچه به دستان خود نوشته‌اند ، و واى بر آنها از آنچه به دست مىآورند » ( بقره / 79 ) . دورانى سپرى شد و در اين دوران بشريّت از شرّ دسته‌هاى فتنه‌گر يهودى و از اين مسئله رنج مىبرد كه آنان چهرهء رسالت پيامبر خويش را دگرگون كرده و آن سان شده‌اند كه خداوند دربارهء شان مىگويد . « حكايت آنان كه تورات بر شانهء آنان نهاده شد ، اما آن را بدرستى بر نگرفتند ، حكايت خرى است كه كتاب حمل مىكند . بد حكايتى است حكايت طايفه‌اى كه آيات خداوند را دروغ شمردند و خداوند طايفهء ستمكاران را هدايت نمىكند » ( جمعه / 5 ) . تا اين كه عيسى - عليه السّلام - رسالت خويش را بر دوش گرفت ، اما در عصرى كه زمان گذشتن از عصر پرستش قهرمانان كه جايگزين عصر تعدد خدايان شده ، براى بشريت فرا رسيده بود . از آنجا كه در اين عصر ، پهلوانى با امور خارق العاده همراه بود ، مسيح نيز معجزه‌اى خارق العاده آورد تا مردم به نبوت او ، كه با آياتى فراتر از خارق العاده‌هاى پهلوانان آن عصر مورد تأييد قرار گرفته است ، ايمان بياورند و در پى او روند ، و او نيز آنان را از پهلوان پرستى رها كند و به توحيد و يگانه پرستى رهنمون شود . امّا ديرى نگذشت كه همين معجزه خارق العاده مسيح امر را بر بسيارى از پيروانش مشتبه ساخت و معتقد شدند او خدايى است كه مبعوث شده تا عصر شرك و انسان پرستى را پايان دهد و مردم را به پرستش آفريدگار يگانه فرا خواند . شش قرن از بعثت مسيح گذشت ، و در اين مدت بشريت معتقد به دين از كشاكش دينى ميان مدعيان لاهوت و معتقدان به ناسوت مسيح به ستوه آمده و زمان آن فرا رسيده بود كه عقايد دينى از هر شائبه‌اى كه دامنگير توحيد - يعنى گوهر اساسى دين - شود آزاد گردد .