تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
خداوند در اين زمان محمد بن عبد الله را براى خاتمه بخشيدن به همه رسالتهاى خويش برگزيد ، انسانى داراى خلقت كامل و به سان ديگر انسانها ، كه غذا مىخورد و در كوچه و بازار راه مىرود و همه عوارض حيات انسانى و همهء عواطف و همومى كه براى هر انسان ديگر متصوّر باشد براى او نيز ممكن است . معجزهء بزرگى كه گواه نبوّت اين انسان فرستادهء خداوند شد كتابى بود به زبان عربى روشن كه اعراب را از آوردن همانندى براى خود ناتوان مىساخت تا بدين ترتيب نبوّت او را باور دارند و از او پيروى كنند و او نيز آنان را با رسالت خويش به عصر انسانى رهنمون شود كه جز پرستش و بندگى آفريدگار خويش را نمىپذيرد . اسلام آمد و رسالتهاى الهى قبل از خود را تأييد كرد و با آن جوهر خالص دين حق كه از آن برخوردار بود بر همه آن رسالتها سايه گسترد ، و پس از آن كه انسان در تحوّل حيات خويش در آستانهء مرحلهء رشد و كمال قرار گرفته و شايستگى آن را يافته بود كه امانت انسانيت خود را بر دوش گيرد و وظايف وجود آزاد از بردگيش را عهده‌دار شود ، همهء اديان به اين دين ، يعنى اسلام ، پايان پذيرفت . البته هرگز نبايد از آنچه گفتيم اين گمان به ذهن درآيد كه معجزات ديگر پيامبر مصطفى - عليه الصّلاة و السّلام - را ناديده مىگيريم و به فراموشى مىسپاريم ، بلكه اين معجزات بنابر روايات صحيح ثابت شده . اما در اينجا موضوع پژوهش ما تنها اعجاز قرآن است [ و نه ساير معجزات پيامبر ] . ما اين نسبت را صحيح نمىدانيم كه معتزله ساير معجزات پيامبر ، غير از قرآن ، را مورد انكار قرار داده‌اند ، بلكه حقيقت آن است كه اين گروه آن معجزات ديگر را نيز معجزه و آيت نبوّت دانسته‌اند و البته آن را براى كسانى كه اين آيات را مشاهده نكرده و پس از عصر بعثت آمده‌اند ، فرع بر ثبوت نبوت شمرده‌اند ، هر چند در مقام مناظره و بحث با مخالفان بدانها استناد نكرده‌اند . قاضى عبد الجبّار پس از سخنى كه درباره ثبوت معجزهء قرآن ، به صورت الزامى ، مطرح مىكند مىگويد : به اين سبب است كه بزرگان ما در اثبات نبوّت محمد - صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم - به معجزاتى استدلال نكرده‌اند كه علم به آنها پس از علم به نبوّت آن حضرت - صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم - حاصل مىشود ؛ چرا كه ثبوت اين گونه معجزات فرع بر ثبوت نبوّت است ؛ پس چگونه مىتوان آنها را دلايلى بر نبوت قرار داد ؟ آنان اين معجزات را « مؤيد » و « سبب فزونى ايمان قلبى » كسانى قرار داده‌اند كه از طريق شنيدن استدلال ديگران با اين معجزات آشنا مىشوند . . .