تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
« مشطور » يا « منهوك » « 13 » باشد . هر موزون ديگرى هم كه از لحاظ كمى اجزاء به اين نوع نزديك باشد نيز شعر نخواهد بود ، و بدين ترتيب آن اشكال دفع مىشود . « 14 » وى مىافزايد : همچنين مىگويند زمانى به گفته‌اى شعر اطلاق مىشود كه الفاظ بر اساس تصميم و با همان شيوه قالبى آورده شود كه معمول و مقبول [ شاعران ] است و اين چيزى است كه تنها مىتواند از شاعران صورت گيرد ؛ نه اين كه كلامى شعر باشد كه در آوردن آن عامى و جاهل ، و نيز عالم به شعر و زبان و قوانين و كاربردهاى زبانى با يكديگر برابرند آنچه از اين قبيل از هر كدام از اين افراد ، به صورت اتفاقى ، صورت پذيرد ، نه خود نام شعر مىگيرد و نه گوينده‌اش نام شاعر را ؛ زيرا اگر درست بود كه هر كس در كلامش الفاظى برخوردار از وزن شعر و يا داراى ساختارى چون ساختارهاى عروضى باشد شاعر نام گيرد ، همهء مردم شاعر مىبودند ؛ آيا نمىبينيد كه يك فرد عامى ممكن است به دوستش بگويد : « اغلق الباب و ائتنى بالطعام » و يا مردى به همدمانش بگويد : « اكرموا من لقيتم من تميم » « 15 » . هرگاه انسان به تتبّع اين گونه عبارات بپردازد خواهد ديد چنين عباراتى ، بلكه بيشتر از اين نيز در لابه‌لاى گفتارهاى عادى فراوان ديده مىشود . باقلانى استدلال خود را در نفى شعر از قرآن چنين خلاصه كرده است : قاعدهء هر كلام موزون آن است كه اجزاى آن در كوتاهى و بلندى ، و در ساكنها و متحركها با يكديگر مساوى باشند . بنابر اين اگر گفتارى از اين قاعده بيرون باشد موزون خوانده نخواهد شد . در قرآن گفتارى بر آن وزنى كه قبلا توصيفش كرديم - وزنى كه تعادل و تساوى اجزاء ، در آن شرط است و علاوه بر اين بايد كلماتى كه حرف قافيه در آنها آمده با يكديگر متفاوت باشد - وجود ندارد ؛ توضيح آن كه قرآن از آن وزنى كه
هامش
( 13 ) مشطور آن بيت رجزى است كه در آن نصف بيت حذف شده ، و منهوك آن است كه دو سوم بيت حذف شده باشد . - م . ( 14 ) اعجاز القرآن ، ص 80 ، 84 . در بحث « سجع و مراعات فاصله » خواهيد ديد كه باقلانى با استناد به چنين معيارهايى كه علماى اين فن دارند سجع را نيز در قرآن منتفى دانسته است . ( 15 ) هر دو عبارتى كه در اينجا ذكر شده بر اوزان شعر مىباشند و ترجمه آنها به ترتيب ، چنين است : « در را ببند و برايم غذا بياور » و « هر كسى را كه از خاندان تميم ديديد گرامى بداريد » . - م .