تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
بودند ، آبى سرشار نصيبشان مىكرديم . اين كلمه ، به صيغه و مادّه ، تنها يك بار در قرآن آمده است . تفسير اين كلمه به « فراوان و جارى » تفسيرى تقريبى است . راغب در المفردات اين واژه را به « غزير » ( سرشار ) تفسير كرده و زمخشرى نيز در كشاف اين عقيده را اختيار نموده كه معنى آيه آن است كه « بديشان نعمت ارزانى مىداشتيم و روزى آنان را گشاده قرار مىداديم . به همين معنا « ماء غدق » - به فتح و كسر دال كه به هر دو نيز قرائت شده - گفته‌اند ، زيرا چنين آبى مايهء زندگى و گشايش روزى است . زمخشرى در اساس البلاغه هم مىگويد : « و مكان غدق و مغدق » يعنى جايى كه آب فراوان دارد و سرسبز است ، و گفته مىشود : « و هم فى غدق من العيش » يعنى زندگى برخوردار از آسايش و گشايشى دارند . سياق آيهء موضوع مسئله ، تفسير « ماء غدقا » به فراوان و جارى ، با مراعات ويژگى معنايى ، خير و بركت و سعهء رزق را مىپذيرد . در بيتى كه به عنوان شاهد آمده نيز مفهوم خير و بركت و خرّمى مفهومى واضح و روشن است و بايد آن را ملحوظ دانست ؛ چه ، گاه مىشود آبى جارى باشد ، اما ضرر برساند و اموال و كسان را غرق كند . ]

40 - شهاب قبس :

ابن ازرق از معنى اين كلام خداوند - تعالى - پرسيد : « بشهاب قبس » . ابن عباس در پاسخ گفت : « شعلة من نار يقتبسون منها » ( شعله‌اى كه از يك آتش برگرفته‌اند ) . آنگاه اين بيت طرفة بن عبد را گواه آورد :
همّ عرانى فبتّ أدفعه * دون سهادى كشعلة القبس
يعنى : اندوه و انديشه‌اى مرا در بر گرفت و تمام شب با بيدار ماندن ، آن را از خود مىراندم ، چونان شعله‌اى از آتش كه تا صبح بماند . [ اين دو كلمه ، همراه با هم ، در آيه نمل / 7 آمده است :
« إِذْ قالَ مُوسى لِأَهْلِهِ إِنِّي آنَسْتُ ناراً سَآتِيكُمْ مِنْها بِخَبَرٍ أَوْ آتِيكُمْ بِشِهابٍ قَبَسٍ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ »
يعنى : آنگاه كه موسى به خانواده‌اش گفت : من ، آتشى احساس كردم ، به زودى از آن برايتان خبرى مىآورم يا برايتان شعله‌اى از آتش مىآورم تا آتش بر افروزيد و خود را گرم كنيد . واژهء « شهاب » نيز ، بتنهايى و به صورت جمع و مفرد ، در آيات ذيل آمده است :
الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 374 | عائشة عبد الرحمن ( بنت الشاطئ ) / حسين صابري