حدّ اصرار مىرسد ، توجّه علماى بلاغت و تفسير را به خود جلب نكند .
علماى بلاغت در مورد حذف فاعل مىگويند : فاعل حذف مىشود يا به خاطر آگاهى كامل يا ناآگاهى كامل نسبت به آن و يا ترس از آن و يا ترس نسبت به آن . اما زمانى كه اين اسباب حذف فاعل را بر قرآن و بيان قرآنى عرضه مىداريم قرآن اين را رد مىكند كه حذف فاعل رخدادهاى قيامت ، يعنى خداوند سبحان به سبب ترس نسبت به او و يا جهل از او صورت گرفته باشد ؛ و علاوه بر اين استقراء گواهى مىدهد كه قرآن در مواردى كه علم يقينى نسبت به فاعل وجود داشته نيز ، فاعل را حذف نكرده است ، همانند :
آل عمران / 129 :
« يَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ »
« هر كه را بخواهد مىآمرزد و هر كه را بخواهد كيفر مىدهد » .
بقره / 212 :
« يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ »
« هر كه را بخواهد روزيى بىحساب دهد » .
آل عمران / 156 :
« يُحْيِي وَ يُمِيتُ »
« زنده مىكند و مىميراند » .
بقره / 26 :
« يَهْدِي
و
يُضِلُّ »
« رهنمايى مىكند و گمراه مىسازد » .
زمر / 6 :
« خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ »
« شما را از يك روح بيآفريد » .
پس سرّ نهفته در اين بىنيازى از فاعل در ذكر رخدادهاى روز قيامت چيست ؟
قرآن كريم در پاسخ ما را به اين حقايق رهنمون مىشود :
هر سه اسلوب بناى فعل بر مجهول ، مطاوعه و اسناد مجازى در يك نقطه يعنى بىنيازى از ذكر فاعل با يكديگر مشتركند ، هر چند هر يك از اين سه داراى نكتهء بلاغى خاصّى است كه استقراى كامل موارد تكرار آن در قرآن كريم ، اين نكته را آشكار مىسازد .
اين كه ، به صورت يك اصل كلّى ، هر جا سخن از قيامت است اين پديده وجود دارد ، خود ، ما را به اسرارى بيانى توجّه مىدهد كه در وراى ضوابط فنّ بلاغت و قواعد صورى مربوط به اعراب نهفته است :
- بناى فعل بر مجهول ، در بر دارنده تأكيد هر چه بيشتر بر اهميّت اصل رخداد ، صرف نظر از پديد آورنده آن است .
- مطاوعه تبيين كنندهء حالت خود بخوديى است كه به سبب آن رويداد به صورت خودكار يا به صورت مغلوب و مسخّر انجام مىگيرد ، گويا كه در آن به فاعل نيازى نيست .
اسناد مجازى ، به مسند اليه جنبهء فاعلى محقّقى مىدهد كه موجب بىنيازى از ذكر فاعل مىگردد .