استغنا از فاعل
يكى از پديدههاى قابل توجّه مربوط به اساليب بيان در قرآن پديدهء « استغنا از فاعل » است ، پديدهاى كه در كتب و پژوهشهايى كه در اختيار داريم در ابواب مختلف و پراكنده از يكديگر پخش شده و راز نهفته در چنين استغنايى را به دست نمىدهد .
شما در علم صرف كيفيت بناى فعل بر مجهول و صيغههاى مطاوعه و در علم نحو نيز احكام نايب فاعل را مىخوانيد . اما پاسخ اين سؤال كه چرا فاعل حذف شده و فعل مجهول آمده ، موضوعى ديگر است كه آن را در علمى ديگر مىيابيد و آن ، علم معانى است كه بكلّى از علم اعراب جدا شده و بدين ترتيب اعراب ، كه در اصل از صميم معنا و محتواست ، تنها به صورت يك صناعت در آمده است ؛ علاوه بر اين در علم بيان نيز مسئلهء اسناد مجازى فعل به غير فاعل را مطالعه مىكنيد .
امّا در اين جا - تا آنجا كه من مىدانم - كسى از علماى زبان عرب تلاش نكرده تا اين مباحث پراكنده و از هم گسستهء مربوط به پديدهء استغناى از فاعل را در جايى گرد هم آورد و بدين وسيله سرّى را آشكار سازد كه با وجود آن ، بىنيازى از فاعل حاصل مىگردد و فعل ، از طريق بناى بر مجهول يا مطاوعه و يا اسناد مجازى به غير فاعل اسناد داده مىشود . چنان كه من يافتهام پديدهء استغناى از فاعل در بيان قرآنى ، در هر جا كه سخن از قيامت است عموميّت دارد .
گاه به شيوهء بناى فعل بر مجهول ، چنانچه در آيات ذيل مشاهده مىشود :
حاقّة / 13 ، 14 :
« فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ نَفْخَةٌ واحِدَةٌ * وَ حُمِلَتِ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ فَدُكَّتا دَكَّةً واحِدَةً »
- « چون يك بار در صور دميده شود و زمين و كوهها بر گرفته و يكباره در هم كوبيده