تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
آياتِنا وَ ما كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرى إِلَّا وَ أَهْلُها ظالِمُونَ
احزاب / 40 :
ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ
علاوه بر اينها نگاه كنيد به آيات : بقره / 196 ، انفال / 35 ، يونس / 37 ، 71 ، هود / 20 ، يوسف / 73 ، 81 ، كهف / 28 ، مريم / 4 ، 28 ، انبياء / 8 ، يس / 28 ، احقاف / 29 ، زخرف / 13 . . . اما در غير اسلوب « ما كان » در بيان قرآنى بيشتر چنين است كه خبر صريح « ما » نه اين با ، كه زياده‌اش خوانند ، مقترن گردد ؛ و بنابر آنچه به ياد دارم جز دو آيهء ذيل از اين قاعده بر كنار نيست : مجادله / 2 :
الَّذِينَ يُظاهِرُونَ مِنْكُمْ مِنْ نِسائِهِمْ ما هُنَّ أُمَّهاتِهِمْ . إِنْ أُمَّهاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِي وَلَدْنَهُمْ
يوسف / 31 :
« ما هذا بَشَراً إِنْ هذا إِلَّا مَلَكٌ كَرِيمٌ »
بنابر اين ، در برابر چنين پديدهء گسترده‌اى در اساليب قرآنى ، يعنى اين كه در اغلب موارد خبر « ما » و « ليس » به حرف باء مقترن است ، به سادگى نمىتوان اين حرف را « زائد » ناميد ، زيرا عقيده به زائد بودن اين حرف مستلزم آن است كه بتوان آن را حذف كرد و از آن بىنياز بود ، و اين چيزى است كه بيان و بلاغت قرآن با آن سازگارى ندارد . مفسّران نيز بر اين عقيده‌اند كه اين باء زائد و براى تأكيد است . « 28 » اما بنا بر شيوهء ما اين باء نمىتواند جداى از نظاير خود مورد بررسى و قضاوت قرار گيرد ، و اين در حالى است كه ما گاه در آيات قرآنى مشاهده مىكنيم كه باء در خبر منفى به « ليس » مىآيد و نه تنها تأكيد نفى را نمىرساند ، بلكه نفى را نقض مىكند و كلام را به صورت تقرير و الزام اثباتى در مىآورد ، از قبيل اين آيه كه
أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ
[ زمر / 36 ] « آيا خداوند كفايت كننده بنده خويش نيست » . در اين آيه حرف باء نه تنها نفى را تأكيد نكرده ، بلكه آن را از بين برده و كلام را به صورت مثبت و تقريرى در آورده است . اكنون شايسته است به تأمّل در همهء آياتى كه در آنها خبر « ما » و « ليس » به باء مقترن شده بپردازيم و اين موارد را با مواردى كه در آنها خبر به اين حرف نيازى ندارد مقايسه كنيم ؛ شايد اين استقراء ما را به نكاتى ديگر در بلاغت قرآن ، اين كتاب عربى صريح و استوار رهنمون شود و راز موجود در اين حرف را بگشايد كه در چه مواردى براى خبر لازم است و
هامش
( 28 ) رك : زمخشرى ، الكشاف ، ج 4 ، « سوره قلم » ؛ مغنى اللبيب ، ج 1 ، ص 91 .