تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
وى سپس عبارتهاى قرآنى « و اسأل القرية » « از آبادى بپرس » [ يوسف / 82 ] ؛ « و لكن البرّ من اتّقى » « اما نيكى آن است كه پروا كند » [ بقره / 189 ] ؛ « براءة من اللّه » « اعلام بيزارى از جانب خداوند » [ توبه / 1 ] و « طاعة و قول معروف » « فرمان بردن و سخن خوب گفتن » [ محمد / 21 ] را به عنوان شواهدى از ايجاز حذف ذكر مىكند و آنگاه مىگويد : يكى از مصاديق ايجاز حذف ، حذف جواب است كه بليغتر از ذكر آن مىباشد . در قرآن شواهد فراوانى از اين نوع حذف آمده و از اين قبيل است سخن خداوند - جل ثنائه - كه « و لو انّ قرآنا سيّرت به الجبال او قطعت به الارض او كلّم به الموتى » « اگر قرآنى وجود مىداشت كه كوهها به وسيلهء آن به حركت درآورده يا زمين به وسيله آن پاره پاره شده و يا با مردگان سخن گفته شود » ( رعد / 31 ) - گويا به عنوان جواب اين شرط گفته مىشود - آن قرآن همين قرآن بود . از همين قبيل است اين آيه كه
« وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَراً حَتَّى إِذا جاؤُها وَ فُتِحَتْ أَبْوابُها »
« و كسانى كه از پروردگارشان پروا كردند دسته دسته به سوى بهشت رانده شوند و چون بدان در آيند و درهايش گشوده شود » - گويا پاسخ اين شرط آن است كه - بدان نعيم و عيش پايدارى دست يابند كه هيچ مكدّر نگردد . در چنين مواردى بدان سبب حذف از ذكر بليغتر دانسته شده كه در صورت حذف شنونده احتمالات مختلفى به ذهن خود راه مىدهد در حالى كه چنانچه جواب شرط ذكر شود ذهن شنونده تنها متوجّه همان چيزى مىشود كه در كلام ذكر شده است . اما ايجاز به قصر در مرتبه‌اى پايينتر از ايجاز به حذف و از آن مبهم‌تر است ، هر چند كه ايجاز به حذف نيز در بردارندهء نوعى ابهام مىباشد . علّت پيچيده‌تر بودن و مبهمتر بودن ايجاز قصر نيز آن است كه در اين نوع به دانستن اين مسئله نيز نيازمنديم كه در كجا چنين كارى مىتوان انجام داد و در كجا چنين چيزى شايسته نيست . آيات ذيل نمونه‌هايى از ايجاز به قصر است :
« وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ »
« براى شما در قصاص حيات است » ( بقره / 179 ) ؛
« يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ »
« هر بانگى را بر زيان خود مىپندارند » ( منافقون / 4 ) ؛
« إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ ما تَهْوَى الْأَنْفُسُ »
« تنها در پى گمان و خواسته‌هاى دلند » ( نجم / 23 ) ؛
« إِنَّما بَغْيُكُمْ عَلى أَنْفُسِكُمْ »
« هر سركشى كه كنيد به زيان خويش مىكنيد » ( يونس / 23 ) ؛