تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
انواع كلام ستوده و برتر است ، در برابر نوع ديگرى از كلام كه ناستوده و نازيباست و البته هيچ چيزى از آن در قرآن وجود ندارد . از اين انواع سه گانه نوع اول بالاترين طبقه و بلندترين آنها ، نوع دوم متوسط و ميانه و نوع سوم حداقل و پايينترين مرتبه از مراتب كلام است . بلاغت قرآن از هر كدام از اين انواع سهمى و از هر يك از اين گونه‌ها قسمتى به خود اختصاص داده و با تركيب و در هم آميختن اين اوصاف گونهء بديعى از كلام را پديد آورده كه دو وصف فخامت و عذوبت را در كنار يكديگر فراهم ساخته است . « 3 » اين عبارت ايهام دارد و از آن مىتوان چنين برداشت كرد كه در قرآن آياتى است كه در بالاترين درجه بلاغت قرار مىگيرد و همچنين در آن آيات ديگرى كه از نظر بلاغت متوسط و يا در حداقل مىباشد وجود دارد . امّا به عقيدهء ما اين سخن به دو دليل مردود است : نخست آن كه بنابر استنباط ما اعجاز قرآن فراتر از بالاترين درجه بلاغت و با آن قابل مقايسه است ، نه با نوع متوسط و يا حداقل . ديگر آن كه بداهتا اين درجات سه‌گانه نمىتواند در هر يك سوره قرآن در كنار يكديگر تحقق يافته باشد و اين در حالى است كه تحدّى و مبارزه جويى قرآن تنها به آوردن يك سوره همانند آن بوده است [ و بنابر اين اگر معيار عجز اعراب از آوردن همانند اشتمال سوره‌هاى قرآن بر آن سه نوع متفاوت كلام بود ، آوردن همانند براى سوره‌هايى كه در آنها اين سه نوع در كنار يكديگر قرار نگرفته است امكان مىداشت ] . نكتهء ديگر آن كه خطابى قبل از ديگران به ترسيم تفاوتهاى دقيقى پرداخته كه از نظر مفهوم و محتوا از قبيل علم و معرفت ، حمد و شكر ، و عتق و فكّ رقبه ميان كلماتى وجود دارد كه معمولا در فرهنگها و در كتب مفسّرين آنها را مترادف يكديگر قرار مىدهند . « 4 » اين چيزى است كه ما آن را در طريق فهم اعجاز بيانى توشهء راه خود قرار خواهيم داد و در بحث « ترادف و اسرار كلمات » به توضيح آن خواهيم پرداخت . خطابى همچنين به ردّ اظهارات كسانى پرداخته است كه در مقام مخالفت با بلاغت عباراتى از قرآن گفته‌اند اين عبارات در ساخت و سياقى جز آنچه در كلام فصيح عرب آن زمان شنيده مىشده آمده است . در ردّ خطابى بر اين مدّعيان نكات قابل دقيقى وجود دارد ،
هامش
( 3 ) همان ، ص 26 . ( 4 ) همان ، ص 29 - 33 .
الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 100 | عائشة عبد الرحمن ( بنت الشاطئ ) / حسين صابري