اين اجماع كه در مورد اعجاز بيانى قرآن صورت گرفته همان چيزى است كه باعث شده است علاوه بر آن نكات بلاغيى كه مفسّران ، بويژه مفسّران صاحب نظر در بلاغت در خلال تفسير آيات قرآن كريم به طرح آنها بپردازند ، مسئلهء بيان و بلاغت قرآن به طور خاص به عرصهء علوم بلاغت كشيده شود .
بسيار پيش از اين تلاشهايى آغازين در موضوع اعجاز بلاغى صورت گرفته ، و عبد القاهر جرجانى به بنيانگذار نظريه « اعجاز در نظم » و ابو بكر باقلانى نيز به نخستين كسى كه در بلاغت قرآن مباحث مبسوطى مطرح كرد مشهور شدند .
واقعيت آن است كه همهء تأليفات نخستينى كه عنوان « نظم القرآن » را بر خود داشته بدان اشاره دارد كه مؤلفان آنها - همچنان كه جاحظ در اهداى كتابش به فتح بن خاقان مىگويد - « در استدلال بر نظم قرآن » به مطالعهء بلاغت پرداختهاند . كتاب سجستانى در « نظم القرآن » نيز كتاب ديگرى است كه در اين موضوع تأليف يافته و هر دو كتاب از ميراث فرهنگى قرن سوم هجرى مىباشد .
اكنون كه ما نمىتوانيم دربارهء برنامه و شيوهء بحث نخستين صاحبان تأليف در اعجاز بلاغى ، كه آثارشان به دست ما نرسيده است ، داورى كنيم ، شايسته است به بحث و بررسى در مورد شيوهء كسانى بپردازيم كه كتب آنها به سان « نشانههايى بر اين راه » مانده است .
در ميان اين گروه خطابى از علماى قرن چهارم از نخستين كسانى است كه در رسالهء بيان اعجاز القرآن به شرح نظريهء « اعجاز به نظم » پرداخته تا هر چه بيشتر اعجاز قرآن را از نظر بلاغت روشن سازد ، يعنى از نظر « همان چيزى كه اكثر علماى اهل نظر - قبل از او - بدان قائل
الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 97
مساهمون: عائشة عبد الرحمن ( بنت الشاطئ )
ص٩٧