تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
شده‌اند » ، هر چند نظريّات آنان در اين باب بر نوعى تقليد و گونه‌اى از غلبهء گمان و حدس مبتنى بوده است . او در اين باره مىگويد : در كيفيت آن - يا جهت و چگونگى بلاغت - گرفتار اشكالند و رها شدن از اين اشكال بر آنان دشوار است . چنين ديده‌ام كه بيشتر صاحبان اين عقيده - يعنى اعجاز از نظر بلاغت - در دادن چنين صفتى به قرآن بر اساس نوعى تقليد و گونه‌اى از غلبه حدس و گمان پيش رفته‌اند ، بىآن كه به تحقيق امر بپردازند و بدين موضوع احاطه يابند . به همين سبب نيز هنگامى كه دربارهء معنى مشخّص اين بلاغت كه اختصاصا در قرآن وجود دارد و در نوع خود از همهء بلاغتهاى آشناى بشر فراتر است ، و همچنين دربارهء آنچه قرآن بدان وسيله از ديگر انواع كلام كه به صفت بلاغت متصف شده متمايز مىگردد از آنان پرسش مىشده ، پاسخ مىداده‌اند : ترسيم و تعيين كامل اين امر با مشخّصه‌هايى روشن كه بتوان بدان وسيله قرآن را از ديگر انواع كلام بازشناخت براى ما ممكن نيست ، و تنها آگاهان و عالمان در هنگام شنيدن قرآن بدان وقوف مىيابند . وقوفى كه نمىتوان آن را تعريف و يا بطور روشن بيان كرد . آنان براى اثبات سخن خود كلام بشرى و انواع آن را نظير آورده‌اند كه در آنها تفاوتى از نظر كيفيت حاصل مىشود و هر كه از فنون سخن آگاه باشد به محض شنيدن اين گفتارهاى متفاوت به تفاوت آنها پى مىبرد و درك اين معنا در انديشه‌اش جاى مىگيرد كه تفاوت كلام برتر با پايينتر از خود در چيست . گفته‌اند : اما گاه با همين وجود مسبب اين تفاوت و برترى ، آن هنگام كه به جستجويش پردازند ، مخفى مىماند ، اما در عين حال اثر اين تفاوت در نفس انسان آشكار مىگردد ، چندان كه مسئله بر كسانى كه از فنون سخن آگاهند مشتبه نمىشود . گفته‌اند : گاه كلامى چنان شيرين بر گوش مىنشيند و چنان طراوتى در جان پديد مىآورد كه در هيچ كلام ديگرى نتوان برايش نظيرى يافت ، اما در عين حال اين كلام و كلامى جز آن هر دو فصيحند ، و آنگاه نمىتوان به راز آن حلاوت و طراوت كه در يك كلام است و در ديگرى نيست پى برد . مىگويم : اين گونه نظير آوردن ، در چنين علمى قانع كننده نيست و هرگز درد نادانى را درمان نبخشد ، بلكه در اين پاسخ اشكالى كه وجود داشته به ابهامى ديگر ارجاع داده شده است . . . امّا آن كه در مسير شناخت تنها به ظاهر نام يك چيز بدون رسيدن به ظاهر علّت خشنود نمىشود مىگويد : آن كلامى كه از چنان حلاوتى در حسّ شنونده و از چنان طراوتى در جان او برخوردار است و چنان شكوه و جلوه‌اى دارد كه بدان