و اصحاب طبيعى ، و تفحّص به تصفّح فصول و رسايل مشتمل بر تبيين و تمييز اعتدال اهويه ، و ازمنه در ساير مقامات و امكنه ، بر فرمان
سِيرُوا فِي الْأَرْضِ *
در جهات طول و عرض و اقتدا به استادان فاضل خود مثل ابو على مسكويه كه ذكر تربهء مولد و قبّهء مرقد او بر زبان زمان ، چون گوى بر ميدان مصلّى
اصفهان روان است ، و غير او هر سال از اوّل آثار افروز بهار تا آخر فصل خريف ،
اصفهان را دار القرار مىساخت ، و در مجالس مدارس ، حريف حكماى آن وقت كاسات نكات علوم حقيقى بر دست افادت درس از معارف يقينى و آداب نفس ، دمبهدم مىپرداخت ، و از سر ذوق و مطايبت ،
اصفهان را از روى عراق ، بر ملك حجاز ، تفضيل نهاده ، بدين ترانه راست مىنواخت كه :
جهان و هرچه در او هست سربهسر ديدم * خلاصه ذات شريف تو هست و باقى باد
و از كبراى نامدار و وزراى جهاندار كه در باب مخصوصات و نوادر آنجا به حرّيت تجربت ، و بكر فكر و كفايت كياست انديشيدهاند و پسنديده ، از خدمت حكيم رشيد و وزير شهيد ، خواجه رشيد الدّولة و الدّين ، فضل اللّه الهمدانى - روّح اللّه رمسه - در اوّل حال و مبدأ كار زمان ، اشتغال به اشغال وزارت سلطنت آل چنگيز خان ، نقل مىكند شيخ الاسلام ، شيخ الايمان ، افضل نوع انسان ، امام ربّانى و عارف صمدانى ، قطب المحقّقين ، تقى الملّة و الدّين ، جعفر التّلى الاصفهانى - دامت ميامن أنفاسه المعطّرة - كه از حضرت كرامت
إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ
، خلعت ورع و لباس تقوى بر قامت علوم حقيقى و معارف يقينى آن تقى به معنى دوختهاند ، و مدّت عمر از معاملهء العلماء ورثة الأنبياء اثاث ميراث از متخلّفات و متروكات مصطفوى ، ضياع اعتصام به حبل متين كتاب مبين ، و اسباب استمساك به عروة الوثقاى طيّبين را انفس نفائص آفاق و انفس اندوخته ، و در تعليمخانهء
قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ
اين آموخته كه :