تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محاسن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
برگ شجرش خزان و نوروز * هم زرّ طلا و هم زبرجد آيت ز لطف به ذوق كوثر * خاكت ز شرف به قيمت ند از قصد تو دست و پاى احداث * در سلسلهء قضا مقيّد در عهد وزير ملك پرور * خرشيد جلال چرخ مسند آن آل رشيد را خلاصه * وان مردم ديدهء اب و جد فرزانه غياث دين و دولت * مخدوم جهانيان محمّد اى بر تو از سپاس فارغ * وى جود تو از ريا مجرّد رسم ستم از تو گشته مدروس * اسم كرم از تو شد مجدّد آيات كفايت از تو محكم * و اخبار سيادت از تو مسند يأجوج فساد منزوى شد * تا كرد سداد تو بر او سد تسكين هزار فتنه سازد * كلك دو زبان تو به يك مد تا ياد كنند اهل دانش * از شعر عبيد و صوت معبد پيوسته قواعد كرم باد * بر عرصهء حشمتت ممهّد اين ترجمه از حسين آوى * اى بر قد تو قباء سؤدد بستان و بده ثناء و نعمت * در عزّ مقيم و جاه سرمد كاندر همه وقت ذكر احرار * زين دادوستد شود مخلّد
* * *