برگ شجرش خزان و نوروز * هم زرّ طلا و هم زبرجد
آيت ز لطف به ذوق كوثر * خاكت ز شرف به قيمت ند
از قصد تو دست و پاى احداث * در سلسلهء قضا مقيّد
در عهد وزير ملك پرور * خرشيد جلال چرخ مسند
آن آل رشيد را خلاصه * وان مردم ديدهء اب و جد
فرزانه غياث دين و دولت * مخدوم جهانيان محمّد
اى بر تو از سپاس فارغ * وى جود تو از ريا مجرّد
رسم ستم از تو گشته مدروس * اسم كرم از تو شد مجدّد
آيات كفايت از تو محكم * و اخبار سيادت از تو مسند
يأجوج فساد منزوى شد * تا كرد سداد تو بر او سد
تسكين هزار فتنه سازد * كلك دو زبان تو به يك مد
تا ياد كنند اهل دانش * از شعر عبيد و صوت معبد
پيوسته قواعد كرم باد * بر عرصهء حشمتت ممهّد
اين ترجمه از حسين آوى * اى بر قد تو قباء سؤدد
بستان و بده ثناء و نعمت * در عزّ مقيم و جاه سرمد
كاندر همه وقت ذكر احرار * زين دادوستد شود مخلّد
* * *