هر كه بر عمر تكيه سازد او * جز كه بر روى بادبانى نيست
رو « 1 » طمع از بقا « 2 » ببر كين وصف * آن جهانى است اين جهانى نيست ) « 3 »
الحكاية السابعة عشر من الباب السادس :
از ابراهيم [ بن ] المهدى « 4 » روايت است « 5 » - و او پسر امير المؤمنين مهدى بود ، برادر هارون الرشيد - كه گفت « 6 » : برادرم هارون چون بر مسند خلافت بنشست به هيچ وجه « 7 » رعايت جانب من نمىفرمود و در حق من اعزاز و اكرام نمىنمود ، و بىالتفاتى و جفاى او را بر « 8 » حال و جاه « 9 » و مال من اثر فاحش ظاهر شد و اسباب و ضياع روى به خرابى آورد و از مدّت « 10 » اندك وام « 11 » بسيار بر من جمع شد و ارزاق و صلات و ادراراتى كه مرا [ معهود ] « 12 » بود « 13 » انقطاع پذيرفت . يك شب من از ظهور اختلال در جاه و مال و تفكّر در آن حال « 14 » به غايت دلتنگ و پريشان شدم و قلق و اضطراب بر من غالب شد ( و هم در آن انديشه لحظهاى ) « 15 » در خواب شدم ، پدر خويش « 16 » امير المؤمنين مهدى را به « 17 » خواب ديدم بر دست نشسته و من پيش « 18 » او بر پاى ايستاده و اختلال حال و نقصان جاه و مال خود حكايت مىكردم ، و از رشيد شكايت
هامش
( 1 ) - اساس : زو
( 2 ) - اساس : وفا
( 3 ) - چاپى : ابيات ميان دو پرانتز را ندارد
( 4 ) - اساس : ابراهيم المهدى . ت : ابراهيم ابن المهدى
( 5 ) - م : مرويست
( 6 ) - ت ، م و چاپى : او گفت
( 7 ) - ت :
ندارد
( 8 ) - ت : در حرمت و . م و چاپى در حرمت
( 9 ) - مجا : جاه و حال
( 10 ) - ت : مذلت
( 11 ) - ت : اوام
( 12 ) - اساس : ندارد
( 13 ) - ت ، م و چاپى : بودى
( 14 ) - ت : حالت
( 15 ) - مجا : ندارد
( 16 ) - مجا : خود
( 17 ) - مجا : در
( 18 ) - ت و م : در پيش