غم دل هست از آنكه نيست كسى * كه گرفتار رنج « 1 » جانى نيست
فانى است ار جوانى ار پيرى است * زين غمم چهره ار جوانى « 2 » نيست
جاودانيست محنتم شايد « 3 » * زندگانى چو جاودانى نيست
خوش زبانى چه سود ز انكه « 4 » سخن * دافع دوزخ و زبانى نيست
سزد ار خايفم ز مرگ ، چو كس * ايمن از مرگ ناگهانى نيست
زود گرديم زير خاك نهان * آشكارست اين نهانى نيست
زود گرديم زير خاك نهان * آشكارست اين نهانى نيست
زيورم « 5 » اشك چشم و خون دلست * درّ بحرى و لعل كانى نيست
[ كشتى عمر غرقه گردد چون * لنگر روح را گرانى نيست ] « 6 »
باد نخوت ز بادبان دماغ * كمترك كن چو زو روانى « 7 » نيست ( ؟ )
كشتىات را شكست موج فنا * پس از اين وقت بادبانى نيست
هامش
( 1 ) - اساس : هيچ
( 2 ) - مجا : ارغوانى
( 3 ) - مجا : ز جهان
( 4 ) - مجا : چونكه
( 5 ) - ت : زيوم
( 6 ) - اساس : ندارد
( 7 ) - اساس :
زودوانى . مجا : رودوانى