تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
غم دل هست از آنكه نيست كسى * كه گرفتار رنج « 1 » جانى نيست
فانى است ار جوانى ار پيرى است * زين غمم چهره ار جوانى « 2 » نيست
جاودانيست محنتم شايد « 3 » * زندگانى چو جاودانى نيست
خوش زبانى چه سود ز انكه « 4 » سخن * دافع دوزخ و زبانى نيست
سزد ار خايفم ز مرگ ، چو كس * ايمن از مرگ ناگهانى نيست
زود گرديم زير خاك نهان * آشكارست اين نهانى نيست
زود گرديم زير خاك نهان * آشكارست اين نهانى نيست
زيورم « 5 » اشك چشم و خون دلست * درّ بحرى و لعل كانى نيست
[ كشتى عمر غرقه گردد چون * لنگر روح را گرانى نيست ] « 6 »
باد نخوت ز بادبان دماغ * كمترك كن چو زو روانى « 7 » نيست ( ؟ )
كشتىات را شكست موج فنا * پس از اين وقت بادبانى نيست
هامش
( 1 ) - اساس : هيچ ( 2 ) - مجا : ارغوانى ( 3 ) - مجا : ز جهان ( 4 ) - مجا : چونكه ( 5 ) - ت : زيوم ( 6 ) - اساس : ندارد ( 7 ) - اساس : زودوانى . مجا : رودوانى