تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤
از دشمنان سعايت كرده است و تو بدان سبب سعى « 1 » از من بازگرفته‌اى « 2 » و چون دوم سال « 3 » نيامدى « 4 » ( و آن بدعت راست « 5 » گردانيدى ) « 6 » و بدان بىالتفاتى مواظبت « 7 » نمودى ( غم من بدان سبب ) « 8 » افزون شد و دل از غصه پرخون ، و چون چندگاه برآمد و دست‌تنگى و احتياج زيادت شد روى به نماز و دعا آوردم و التجا به حضرت خدا كردم و در محراب سر به « 9 » سجده نهادم ، مصطفى « 10 » - صلوات اللّه و سلامه عليه « 11 » - را به « 12 » خواب ديدم كه مرا گفت : غمناك مباش كه من با آن خراسانى به جهت تو عتابها كردم و فرمودمى تا « 13 » آنچه ( در اين مدت ) « 14 » فوت شده است به يك بار به نزديك تو آرد و بعد از اين آن وظيفه منقطع نگردد . من خداى را - عز و جل - « 15 » حمد و ثنا گفتم « 16 » ( و شكر كردم « 17 » ) « 18 » و چون ترا ديدم دانستم كه سبب آمدن تو معاتبهء « 19 » جدم بوده است . خراسانى گويد : آن صرّهء ( ششصد دينار « 20 » ) پيش او نهادم « 21 » و دست او « 22 » بوسيدم « 23 » و « 24 » عذرها خواستم . فصل - مرد خردمند بايد كه به هيچ حال قول « 25 » نمّام و ( بدگوى و
هامش
( 1 ) - چاپى : وظيفه ( 2 ) - مجا بازگرفته ( 3 ) - مجا و چا : سال دوم ( 4 ) - مجا بيامدى ( 5 ) - چاپى : راسنت ( 6 ) - مجا : ندارد ( 7 ) - مجا : مداومت و مواظبت . ت : مواظبت و مبادرت ( بىنقطه ) ( 8 ) - مجا : بدان سبب غم من ( 9 ) - ت : بر ( 10 ) - مجا ، ت : مصطفى را ( 11 ) - مجا : صلى الله عليه و على آله و سلم . ت : صلوات الله عليه ( 12 ) - مجا و ت : ندارد ( 13 ) - مجا : يا ( 14 ) - مجا ، ت ، م و چاپى : درين سه سال ( 15 ) - مجا : خداى عز و جل را . ت : خداى را جل جلاله ( 16 ) - ت : ندارد ( 17 ) - ت و م : گذاردم . چاپى : گزاردم ( 18 ) - مجا : ندارد ( 19 ) - اساس و ت : معاينهء . م و چا : معاتبت ( 20 ) - مجا : ندارد ( 21 ) - مجا و ت : بنهادم ( 22 ) - مجا : دستش ( 23 ) - مجا : بوسه دادم . ت و م : بوسه كردم ( 24 ) - ت : و ازو . م : و از ( 25 ) - ت : به قول