تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
رفات و احياء اين اموات چگونه خواهد بود ؟ اين عظام و رفات لباس حيات چون « 1 » پوشند و اين كالبدهاى بىجان شربت زندگانى چگونه نوشند ؟ كه
( أَنَّى يُحْيِي هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ )
« 13 » الآية . خداى - عز و جل - در حال جان از آن زنده باز گرفت و صد سال كالبدش بىجان بگذاشت ، بعد از صد سال به قدرت كمال خود جان با كالبد وى فرستاد و چنان كه « 2 » خفته‌اى بيدار گردد « 3 » و مستى هشيار شود ، سر از خواب بر آورد و [ و بعد از آن پرسنده‌اى « 4 » از وى پرسيد كه
( كَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ )
و اين قصه در كتب تفاسير و تواريخ معروفست « 14 » ] الى آخر القصه « 5 » . حاصل آنكه هيچ شدت سخت‌تر از موت و خراب « 6 » و هيچ فرج با فرح‌تر از حيات و عمارت نخواهد بود ، و اين به لطف شامل و فضل « 7 » كامل « 8 » عز اسمه بيان فرمود تا هيچ صاحب بليت از خفاياى لطف بارى - تعالى - در كشف بليات نوميد نباشد و دستگيرى زمره‌اى كه پايمال حوادث باشند در اعادت نعمت و ازالت شدت مستبعد و غريب و نادره « 9 » و عجيب نشناسند « 10 » و در موضعى ديگر فرمود كه
( أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ وَ يُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِنْ دُونِهِ )
« 15 » و معنى آنست كه اى كسى كه ترا به غير خداى مىترسانند « 11 » آخر خداى بسنده نيست ترا و باز دارنده نيست از تو مضار خلايق . و درين معنى ميگويم . شعر « 12 » :
هامش
( 1 ) - ت : كى . م : چسان ( 2 ) - ر ، چا : چنانچه ( 3 ) - مل : خفته را بيدار كنند ( 4 ) - م : پرسيده . مجا ، مل : ندارد ( 5 ) - ت ، مل : آخره - چا : آخر ( 6 ) - مل : خسارت . چا ، چب : حزازت ( 7 ) - مج ، مجا : قصد ( 8 ) - ت ، م ، چا ، چب : كامل خود ( 9 ) - بجز مج ، مجا ، م ساير نسخ : نادر . ( 10 ) - مل : نباشد ( 11 ) - مج ، مل : مىترساند . ت : مىترسانيد ( 12 ) - ت : العربية ( 13 ) - البقره ، 261 ( 14 ) - عبارت ميان دو قلاب در ( مجا ) نيست ( 15 ) - الزمر ، 36