تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
اگر به عبادت خداى رغبت نمايند و عمل خود را به اخلاص بيارايند ، و على بن ابى طالب و عبد اللّه بن مسعود رضى اللّه عنهما چنين گفتند : كه هرگز يك دشوارى بر دو آسانى غالب نيايد و بدين آن خواستند كه درين آيت « 1 »
( فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً ، إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً )
« 5 » عسر دوم و عسر اول يكيست و يسر دوم ديگرست و يسر اول ديگر ، براى آنكه عسر اول چون به الف و لام است معرفه باشد و چون ذكر معرفه اعادت كنند به ذكر دوم مراد هم اول باشد چنان كه گويى : ( جاءنى الرجل الذى تعرفه « 2 » فاخبرنى الرجل بكذا « 3 » ) پارسيش آن باشد كه ( آن مرد آمد كه ميشناسى و آن مرد چنين گفت ) ، پس آن مرد دوم هم مرد اول باشد چون به لفظ معرفه ياد كرد . اما اگر به نكره ياد كند گويد : ( جاءنى رجل فاخبرنى رجل بكذا ، و جاءنى رجل فاخبرنى بكذا « 4 » ) پارسيش آن باشد كه ( مردى آمد و چنين گفت و مردى آمد و چنين گفت ) . از اينجا اين فهم مىشود كه مرد دوم غير مرد اول است ، پس عسر را با الف و لام ياد كرد به طريق معرفه و يسر را به طريق نكره چنان كه گفت :
( فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً ، إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً )
« 6 » . پس بر مقتضاى اين مقدمه كه تقرير رفت لازم آيد كه عسر دوم همان عسر اول بود و يسر دوم غير يسر اول باشد ، پس يك عسر بر دو يسر هرگز غالب نگردد . قال اللّه تعالى :
( سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْراً )
« 7 » وعده داد جمعى را كه بر بليت و درويشى و رنجى مبتلا باشند يعنى زود باشد كه خداى تعالى بعد از رنج ، آسانى و بعد از غم شادى ارزانى دارد
( وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ
هامش
( 1 ) - ت : كه درين است . مج و مجا : ندارد . ( 2 ) - مجا : يعرفه ( 3 ) - م ، چا ، چب : هكذا ( 4 ) - مج : به ( بخش اول را ندارد ) ( 5 ) - الانشراح آيهء 6 و 7 ( 6 ) - الانشراح ، 6 ( 7 ) - الطلاق ، 7