( يا سابق الفوت و سامع الصوت و يا كاسى « 1 » العظام « 2 » بعد الموت صل على محمد و على آل محمد و اجعل لى من امرى فرجا و مخرجا انك تعلم و لا اعلم و تقدر و لا اقدر و انت علّام الغيوب يا ارحم الراحمين ) . چون از خواب برخاستم وضو ساختم و دو ركعت « 3 » نماز چنان كه سيد - عليه السلام « 4 » - فرمود « 5 » بگزاردم « 6 » و اين دعا مىخواندم . چون چند بار مكرر كردم آواز تو شنيدم « 7 » كه مرا بخواندى ، موجب همين دانم « 8 » . صاحب شرط گفت :
خداى را شكر گزاردم كه مرا توفيق رفيق گردانيد تا از او « 9 » اين سؤال بكردم و اين دعا مرا حفظ شد . و چون بازگشتم با مهدى حكايت كردم .
گفت : و الله « 10 » راست گفت . من بر فراش خفته بودم و دوش « 11 » در خواب ديدم كه زنگيى با عمودى از آهن « 12 » قصد من كردى و به هيبتى « 13 » هرچه تمامتر با زنگى « 14 » بر من زدى كه فلان علوى حسنى « 15 » را كه « 16 » در زندان ( تو محبوس است و از خلاص مأيوس ) « 17 » اطلاق كن تا كلهء « 18 » او به آزادى و غم « 19 » به شادى بدل شود « 20 » ، و الا به يك عمود كه بر سرت زنم از پايت درآرم و از دست « 21 » برگيرم و هيچ معذوريت و بهانه نپذيرم . از خواب بيدار شدم مذعور « 22 » و ترسيده « 23 » و قوت و آرام از من رميده ، و ديگر نيارستم « 24 »
هامش
( 1 ) - چاپى و متن عربى : ناشر
( 2 ) - م افزوده : لحما
( 3 ) - مجا : ركعة
( 4 ) - صلى إله عليه و على آله و سلم
( 5 ) - م : فرموده بودند . چاپى : فرموده
( 6 ) - ت و م : بگذاردم
( 7 ) - مجا : شنودم
( 8 ) - مجا : بود . ت : مىدانم
( 9 ) - مجا : وى . ت : و از وى
( 10 ) - مجا ، ت : و الله كه
( 11 ) - مجا : ندارد
( 12 ) - ت : بر دوش من . م و چاپى : بر دوش
( 13 ) - ت ، م : و نهيبى
( 14 ) - مجا : بانگ
( 15 ) - مجا : حسينى ( كذا در متن عربى )
( 16 ) - مجا : ندارد
( 17 ) - مجا : كردهاى . ت : محبوس است
( 18 ) - م : قيد . چاپى : گرفتارى
( 19 ) - مجا : غم او
( 20 ) - ت : گردد
( 21 ) - چاپى : و سادهات
( 22 ) - م : موعور
( 23 ) - ت : ترسنده
( 24 ) - مجا : نتوانستم