كند آنچه اسباب اقامت باشد از ترتيب سرايها « 1 » و امتعه و خدم و مالابدّ و و اخراجات و مستغلّات مرتب « 2 » كن و به دو رسان . و بفرمود تا بروات ( مزيّن به توقيعات ) « 3 » مشتمل بر ما يحتاج « 4 » هر دو حالت به دو دادند « 5 » . صاحب شرط گويد : بروات قبض كردم و به خزاين « 6 » و اصطبلات رفتم و آنچه در بروات بود حاصل كردم و به مطبق « 7 » رفتم ، و آن چاهى « 8 » بود سرپوشيده و آن جوان علوى را طلب كردم . جوانى در غايت جمال و كمال « 9 » بيرون آوردند ، اما نيك نحيف و نزار گشته ، سلام امير المؤمنين به دو رسانيدم و او را ميان اين دو حالت اختيار دادم . او « 10 » رفتن به مدينه اختيار كرد و در وقت چهارپايان و ادوات و آلات سفر و صلات و ثياب به دو دادم . چون « 11 » خواست كه برود گفتم : بدان خداى كه ترا از اين بلا و از اين مضيق مخرج ارزانى داشت كه اگر ميدانى كه امير المؤمنين را بر اطلاق تو و احسان با تو چه باعث بود مرا اعلام كنى .
گفت : امشب من در خواب بودم ، جدّ خويش را پيغامبر « 12 » - صلوات اللّه عليه « 13 » - در خواب ديدم ، چنان پنداشتم كه مرا از خواب بيدار كردى و گفتى : اى پسرك [ من ] « 14 » بر تو ظلم كردند « 15 » ؟ گفتم : آرى يا رسول الله . گفت : برخيز و دو ركعت نماز بكن « 16 » و چون از نماز فارغ شوى ( اين دعا بخوان ) « 17 » :
هامش
( 1 ) - اساس و مجا : شرابها . م و چاپى : سراها
( 2 ) - مجا ، ت ، م :
ترتيب
( 3 ) - اساس : برين توقيعات . مجا : و توقيعات
( 4 ) - مجا :
مالا يحتاج
( 5 ) - مجا : بنوشتند
( 6 ) - مجا : خزانه
( 7 ) - مجا و چاپى : مجس . ت : مطيق . م : مضيق
( 8 ) - چاپى : جائى
( 9 ) - ت : كمال و جمال
( 10 ) - مجا و م : واو . ت : وى روى .
( 11 ) - ت : و چون
( 12 ) - مجا : پيغمبر . ت : پيغامبر ( را )
( 13 ) - مجا :
صلى اللّه عليه و على آله و سلم
( 14 ) - اساس : ندارد
( 15 ) - ت : كردهاند
( 16 ) - مجا : كن
( 17 ) - ت ، م : بگوى اين دعا . مجا به خط درشت افزوده : دعا