در حق اهل بيت پيغمبر « 1 » * تا بود قدرتت عنايت « 2 » كن
تا شود جانبت ز حق مرعى * جانب مصطفى رعايت كن
حامى اهل بيت باش و به صدق « 3 » * خويشتن را ز بد حمايت كن
حجت فضل اهل بيت نبى « 4 » * هم ز اخبار و هم ز آيت كن « 5 »
اهل بيتش سفينهء نوحاند « 6 » * از نبى اين خبر روايت كن
ور از آن عاجزى و نتوانى * اعتبارى بدين حكايت كن « 7 »
الحكاية الثانية من الباب السادس - عبد اللّه « 8 » بن « 9 » سليمان بن وهب كه وزير المعتضد باللّه بود گويد « 10 » :
اول كسى كه مرا تربيت فرمود و سبب رفعت درجه و علوّ مرتبت « 11 » و سمو منزلت من گشت حسن « 12 » بن مخلد بود كه ( مرا از دست ضياع خلاص داد و ) « 13 » ديوان ضياع به من حوالت فرمود ، تا آنگاه « 14 » كه شجاع بن قاسم « 15 » را كه در اصطناع اهل بيوتات « 16 » چنان افتاد كه وزارت المستعين بالله و كتابت
هامش
( 1 ) - ت : پيغامبر
( 2 ) - چاپى : نكوئى
( 3 ) - مجا : درر
( 4 ) - اساس و مجا : ببين . مصراع در چاپى چنين است : حجت اهل بيت پيغمبر
( 5 ) - مصراع در اساس چنين است : هم ز اخبار و هم روايت كن . مجا : هم ز اخبار او روايت كن
( 6 ) - بجز چاپى : توحيد
( 7 ) - در ( ت ) يك بيت ديگر قبل از اين بيت آمده است :ور نه الا المودة فى القربى * اندرين ره لواو رايت كن. در چاپى بيت ديگرى در آخر آمده است :تا ترا روح هست اندر تن * جملگى را به فضل خدمت كن .( 8 ) - چاپى : عبيد اللّه
( 9 ) - ت : ندارد
( 10 ) - مجا : حكايت كرد كه
( 11 ) - ت : رتبت
( 12 ) - مجا ، ت : الحسن
( 13 ) - اساس : ندارد
( 14 ) - مجا ، ت : آنگه
( 15 ) - مجا و ت : القسم
( 16 ) - ت و م افزوده : چنان بود . م : جبان بود .