تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
او تامش كه مدار خلافت بر وى بود مفوض « 1 » كردند و حسن از « 2 » فعل قبيح شجاع ( به غايت خايف و مستشعر گشت ) « 3 » و مترقب نوايب شد ، و سبب آن « 4 » استشعار « 5 » از او استفسار كردم . گفت : او « 6 » مردى است به غايت جاهل و از خبث نيت و فساد طويت به قهر كرام و تسليط لئام « 7 » مايل ، و مع هذا بر دقايق حيل و مكر و فريب و غدر « 8 » مطّلع ، و كرم « 9 » اصل و نفاست عرض و شرف ذات و علو درجهء من « 10 » مىداند و از آن خود بر ضد آن . و مردم فرومايه و خسيس چون به درجهء عالى برسند « 11 » قصد كرام و اشراف ( و اكابر ) « 12 » و اصحاب بيوتات بر دست گيرند « 13 » و سرفرازى « 14 » خود در آن شناسند « 15 » كه ( آن جماعت را ) « 16 » از پاى در آرند « 17 » ( و از دست برگيرند « 18 » ) « 19 » . و اينك احمد بن « 20 » اسرافيل « 21 » را كه از مشاهير متصرفان « 22 » و كبار اصحاب مناصب بود مصروف و معزول و مطرود و منكوب « 23 » گردانيد و ايمن نيستم « 24 » كه بعد از اين در نكبت « 25 » من كه مكنت خود را « 26 » در آن
هامش
( 1 ) - ت : به دو مفوض . . . ( 2 ) - مجا : از آن ( 3 ) - مجاوت : چنان گشت و به غايت مستشعر و خايف ( 4 ) - مجا : آن همه ( 5 ) - مجا : خوف ( 6 ) - مجا : اين . ت : آن ( 7 ) - اساس : انام ( 8 ) - ت : عذر ( 9 ) - مج و مجا : اگر ( 10 ) - م : مرا ( 11 ) - ت : برسد ( 12 ) - مجا : ندارد ( 13 ) - ت : گيرد ( 14 ) - مجا : و سرافرازى ( 15 ) - ت : سازد . م : شناسد ( 16 ) - مجا : ايشانرا ( 17 ) - ت : درآرد . م : درآورد . ( 18 ) - ت : برگيرد ( 19 ) - مجا : ندارد ( 20 ) - ت : احمد بن - اسمعيل بن . . . ( 21 ) - عربى و چاپى : اسرائيل ( 22 ) - ت : و متصرفان ( 23 ) - م و چاپى : مكفوف ( 24 ) - م : و امن نيست ( 25 ) - اساس : مكتب ( 26 ) - ت : ندارد
الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 462 | القاضي التنوخي / اسماعيل حاكمي / حسين بن اسعد دهستانى