تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
در مرض موت از سفر راجع گشت و كار اسماعيل بن بلبل در خدمت او مستقيم بود ، و چون بلبل هزار دستان مىساخت تا مرا چون اسماعيل قربان كند و آن بد كيش را عيد باشد ، و من به غايت خائف و مستشعر « 1 » و رنجور گشتم كه نبايد كه « 2 » در اين بيمارى مكرى از ( آن او ) « 3 » بر كار « 4 » افتد و حيله‌اى جايگير آيد و به هلاك من رخصتى حاصل كند ، تا در آن وقت كه از موفق نوميد گردد « 5 » و داند كه به هلاك نزديك است و از شدت علت به كسش « 6 » پروا نباشد ، از زبان « 7 » او به « 8 » دروغ « 9 » پروانه دهد تا چون شمع سرم برگيرند ، و از اين خوف چون شمع بر خود مىگريستم و مىسوختم و مىساخت « 10 » . در شبى از اين شبها نماز بسيار بگزاردم « 11 » و ادعيهء ماثوره به اخلاص بخواندم . به خواب « 12 » ديدم كه به كنار دجله بيرون « 13 » رفتمى ، بر « 14 » ساحل « 15 » مردى ديدمى نشسته ، هر بارى « 16 » كه « 17 » دست در آب « 18 » دجله كردى لجّه به كلى بسته شدى و چون دست از آب « 19 » بيرون آوردى ديگر بار جريان دجله با ديد آمدى « 20 » . ( مادام كه او دست در آب داشتى ) « 21 » يك « 22 » قطره آب از زير « 23 » دست او بيرون نرفتى و دجله « 24 » خشك « 25 » و آب
هامش
( 1 ) - ت ، م و چاپى و مذعور و مستشعر ( 2 ) - ت : ندارد ( 3 ) - م : ازو ( 4 ) - مجا : در كار . چاپى : به كار ( 5 ) - ت ، م و چاپى : شود ( 6 ) - اساس : به كشتن . مجا : به كشتنش ( 7 ) - ت : و از زفان ( 8 ) - م : ندارد ( 9 ) - ت ، م و چاپى افزوده : به قتل من ( 10 ) - ت ، م و چاپى : ساختم ( 11 ) - ت و م : بگذاردم . ( 12 ) - مجا : در خواب ( 13 ) - ت : به در ( 14 ) - مجا : و بر ( 15 ) - مجا ، ت ، م : ساحل او ( 16 ) - مجا ، ت : هر بار ( 17 ) - ت و م : ندارد ( 18 ) - ت : آن ( 19 ) - ت و چاپى : آن آب . م : آن ( 20 ) - مجا : با حالتى ديگر رفتى . ت : با حالت خود رفتى . م : با حالت اول رفتى ( 21 ) - عبارت ميان پرانتز در ساير نسخه‌ها نيست ( 22 ) - مجا ، ت ، م : چنان كه يك . . . ( 23 ) - ت : زبر ( 24 ) - ت ، م : و زمين دجله ( 25 ) - ت ، م : خشك شدى