تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
كردم ) « 1 » و بر طعام و شراب ( او ) « 2 » مشرف « 3 » بر « 4 » كردم « 5 » . بسيار « 6 » باشد كه « 7 » چون كسى را مال « 8 » بسيار جمع شود و آن به وديعت به نزديك هر كسى « 9 » باشد « 10 » و او در حبس اين « 11 » مطالبه « 12 » درماند و « 13 » بعضى از نزديكان او ترسند كه آن مال بذل كند و خلاص نفس خود طلبد ، حيله‌اى « 14 » سازند و او را زهر « 15 » دهند تا هلاك شود و آن مال ( به دست ) « 16 » ايشان « 17 » ماند « 18 » . و من بدين تقرير « 19 » و « 20 » عذر « 21 » مىخواستم كه آن « 22 » غضب ( را تسكين دهم ) « 23 » . و رقعه به دو عرضه نكردم كه به غايت در خشم بود . و هم در ميان آن غضب فرمود كه عمرو را به محمد بن يزداد بسپار . من در حال كسى را « 24 » فرستادم « 25 » و او را « 26 » به محمد بن يزداد سپردند « 27 » . و ( محمد بن يزداد ) « 28 » او را به انواع عذاب تعذيب كرد و در ايذاى او به اقصى الغاية و الامكان برسيد « 29 » تا « 30 » از وى چيزى حاصل كند و البته عمرو اجابت نكرد ، تا بعد از آنكه « 31 » اصحاب و عمال عمرو جمع شدند و سه هزار هزار درم از خاصهء خود ترتيب كردند و از
هامش
( 1 ) - مجا : عبارت ميان پرانتز را ندارد ( 2 ) - اساس : ندارد ( 3 ) - اساس : مسرف . م : اسراف ( 4 ) - اساس : تر . مجا : ندارد ( از ت ) ( 5 ) - چاپى : بودم ( 6 ) - ت : كه بسيار ( 7 ) - ت : ندارد ( 8 ) - مجا ، ت : مالى ( 9 ) - مجا : هر كس ( 10 ) - مجا : بنهند ( 11 ) - مجا : ندارد ( 12 ) - مجا : بمطالبه ( 13 ) - مجا : ندارد ( 14 ) - مجا : پس حيله‌اى ( 15 ) - م و چاپى : زهر هلاهل ( 16 ) - مجا : با ( 17 ) - ت : ايشا ( 18 ) - مجا ، ت ، م و چاپى : بماند ( 19 ) - م : تقريب ( 20 ) - ت : ندارد ( 21 ) - ت : عذر آن ( 22 ) - مجا ، ت : ندارد ( 23 ) - مجا ، ت ، م و چاپى : كمتر شود ( 24 ) - مجا : ندارد ( 25 ) - ت ، م : بفرستادم ( 26 ) - مجا ، ت ، م : تا او را ( 27 ) - ت : سپاردند . م : سپارند ( 28 ) - مجا : ندارد ( 29 ) - م و چاپى : بكوشيد ( 30 ) - ت : كه ( 31 ) - ت : بعد از آن .