تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
گياه وزن ندارد « 1 » ، و خاطر عقده گشاى معجزه نماى « 2 » او را بدين هيچ التفات نباشد ، ابلق توسن ايام كه هلال قوس آسا گوشهء نعل زرين ويست ، در زير زين « 3 » حكم و فرمان آن حارس « 4 » مملكت چون جدى معلم رام و با آرام « 5 » است خزانهء امنيت « 6 » اهل هنر را كه پيش از اين از تصحيف « 7 » جاه چون دلو تهى جز باد پيمودن نصيب ايشان نيفتاده « 8 » بود « 9 » و چون حوت بر خشكى در تيه نامرادى مضطرب گشته بودند به يك اشارت از « 10 » جوهر مقصود و مراد ممتلى گردانيده است و يمين « 11 » ايشانرا از مال و مكنت « 12 » يسار « 13 » داده

ذكر سبب تصنيف اين كتاب

راى « 14 » ارباب معنى و اصحاب هنر « 15 » چنان اقتضا كرد درين معنى كه ايزد - سبحانه و تعالى - اهل اين زمانه را بعد از آنكه به شدت و بلا و محنت و عنا مبتلا بودند و به سبب سعادت « 16 » عنايت و تربيت آن دستور صاحب قران به دولت فراغت « 17 » و رفاهيت رسيدند و از آن شدت فرج يافتند « 18 » تاريخى بر روى روزگار باقى ماند و از شرح احوال كسانى كه در قديم الايام به بلائى مبتلا بوده‌اند و به محنتى درمانده شده و بعد از آن خفى الالطاف به
هامش
( 1 ) - مش : نيارد . م : نيارند . ( 2 ) - ت : اين كلمه را ندارد ( 3 ) - ت ، م : و او در زير زين . مش : در زير زمين . چا و چب : و بر روى زمين . ( 4 ) - مجا : خار . ت ، م ، مش ، چا و چب : جان . ( 5 ) - م : و بآرام . ( 6 ) - م ، مش : خزانه ايست . ( 7 ) - جزمج و مجا ساير نسخ : مصحف . ( 8 ) - مجا : افتاده ( 9 ) - م و مش : باشد . ( 10 ) - ت : اشارت او از . مج و مجا : اشارت او را . مش : اشاره از . ( 11 ) - چا : عين ( 12 ) - مج و مجا : مملكت ( 13 ) - چا : بسيار . ( 14 ) - مجا ، ت : آراى ( 15 ) - مل ، ر : منير ( 16 ) - مجا : اين كلمه را ندارد ( 17 ) - ت ، م : مش : و فراغت ( 18 ) - م ، مش ، چب افزوده : و از آن مضيق مخرج ارزانى داشته است .