يافتى فرصتى در او پيوند * كه برومند شاخ پيوند است
و دوم - آنكه هر كه او را « 1 » عرق طاهر و اصل كريم بود و در وقت بليّت كسى ويرا خدمت كرده باشد و به قربت او وسيلتى جسته در روزگار دولت بايد كه حقگزارى « 2 » به جاى آرد و هر احسان و اكرام كه « 3 » ممكن باشد در حق آن شخص مبذول دارد . و در اين معنى مىگويم :
شعر « 4 » :
به وقت محنت هر كس كه كرد خدمت تو * به وقت دولت بايد كه با نصيب بود
چو وقت ضيق و عنا « 5 » خدمتت به جاى « 6 » آورد * به روز عزّ و غنا صدر او رحيب بود
حبيب روز بلا را شناس حرمت و حق * به روز ملك همه عالمت حبيب بود « 7 »
الحكاية الثّانية - ابو بكر بن عبد اللّه بن محمد بن ابى سيره « 8 » عامل رياح « 9 » بن عثمان بود بر « 10 » قبايل اسد وطّى ، چون محمد بن ( عبد اللّه الحسن ) « 11 » خروج كرد بر « 12 » ابو جعفر منصور ، ابو بكر بن عبد اللّه آنچه از
هامش
( 1 ) - ت : هر كه از
( 2 ) - ت ، م : آن حقگزارى
( 3 ) - ت : ندارد .
( 4 ) - اساس : ندارد . مجا : بيت . ( از : ت )
( 5 ) - اساس : وغا
( 6 ) - ت : به جا
( 7 ) - بيت در چاپى چنين است : حبيب روز بلا را سپاس بايد داشت - از آنكه روز رخايش بسى حبيب بود
( 8 ) - مجا : سبوه . ت : ابى شبره
( 9 ) - ت : رباح چاپى : رماح
( 10 ) - ت : و بر
( 11 ) - مجا ، ت : عبد اللّه بن الحسن
( 12 ) - ت : ندارد