تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
على انّه قد ضيم فى حبسك العلى * و اصبح عزّ الدين فى قبضة الشّرك « 1 »
الترجمه :
فدات باد تنم روزگار نيست جدا * ز واقعات و نوازل « 2 » ز حادثات و بلا
منازلند شب و روز و « 3 » منزلى باشد * كه تنگ باشد و « 4 » منزل بود فراخ فضا
به حادثات مهذّب شدى از آن گونه * كه زر ز بوته پذيرفت وقت سبك صفا « 5 »
بسست « 6 » پيش روت يوسف اندرين زندان * كه ديد « 7 » چون تو به ناحق ز دهر « 8 » رنج و عنا
چو صبر كرد در آن خوارى و بلا يك چند * عزيز مصر برون شد ز سجن « 9 » و كامروا
ز حبس تست ستم بر معالى اسلام « 10 » * كه عزّ دين شد در جور و ظلم « 11 » ناپيدا
چون اين ابيات برخواندم « 12 » رقعه‌اى « 13 » كه ابيات بر آنجا « 14 » بود از من بستد و به خادمى داد كه ملازم او بود « 15 » و گفت : اين راز پنهان دار « 16 »
هامش
( 1 ) - جاى ابيات پنجم و ششم در ( مجا ) با يكديگر عوض شده است ( 2 ) - اساس و مجا : منازل ( 3 ) - ت : ندارد ( 4 ) - ت : ندارد ( 5 ) - م : كه زر ز بوته گرفتست قدر و سنگ صفا ( 6 ) - اساس و مجا : نشست ( 7 ) - مجا : كه ديده ( 8 ) - مجا : ز حبس و . ت : ز حبس ( 9 ) - م : ز حبس ( 10 ) - مجا ، ت ، م : معالى و اسلام ( 11 ) - ت : جور ظلم . ( 12 ) - مجا : برخواند ( 13 ) - ت : او رقعه‌اى ( 14 ) - مجا : در آن ( 15 ) - مجا ، ت : بر سر او ايستاده بود . ( 16 ) - مجا ، ت ، م : پنهان كن و نگاه‌دار