پس از آن تضرّع « 1 » و استعطاف بسيار نمود . متوكلّ بفرستاد تا آن مال ( كه حاصل شده بود ) « 2 » از او قبض كردند و باقى را مهلت داد و از او راضى شد .
شعر :
خداى - جلّ جلاله - چو دفع « 3 » خواهد كرد * بلا ز بندهء خود ، وقفهاى در اندازد
لطيفههاست خدا را ز چشم خلق نهان * اميد دار كه ناگه لطيفهاى سازد
هامش
( 1 ) - ت : به تضرع . م : متضرع شد
( 2 ) - مجا : ندارد
( 3 ) - چاپى :
رفع .