گفت : دير است تا خفتهاى ، همانا اين حكايت به خواب ديدهاى . عتّاب كتاب طلب كرد نيافت . عتّاب گفت : توقيع از من بدزديدند « 1 » و با صاحب خبرانى « 2 » كه حاضر بودند گفت : بنويسيد اين خبر به خدمت امير المؤمنين .
موسى گفت : دروغى است كه مىگويد « 3 » ( و افترائى كه مىكند ) « 4 » و هيچ توقيع به من نرسانيده است « 5 » و هيچ مثال ايصال « 6 » نكرده است . عتاب برخاست و با عبيد اللّه بگفت و عبيد الله بر متوكلّ عرضه داشت . متوكلّ بخنديد و فرمود تا موسى را حاضر كردند . چون حاضر گشت « 7 » گفت : كتاب از عتّاب بدزديدى ؟ گفت : آرى ، به تخمين « 8 » گفتم كه « 9 » ( به همه حال ) « 10 » در كتاب « 11 » متضمّن مكروهى « 12 » تواند بود و حضور عتّاب جهت عتابى بود و عتّاب پيش از آنكه خطاب « 13 » به من رساند « 14 » در خواب شد ؛ من خفتن او را دليل بخت بيدار خود شناختم « 15 » و فرصتى مغتنم « 16 » دانستم « 17 » و فرمودم تا آن رقعه از او « 18 » بدزديدند ، و اينك يك نيمه از مال « 19 » كه مرا به بيت المال « 20 » مىبايد رسانيد نقد « 21 » كردهام « 22 » و باقى در مدّت پنج روز تسليم كنم . و
هامش
( 1 ) - اساس : بدزديدى
( 2 ) - اساس ، ت : و صاحب خبرانى . م :
و صاحب خبرانى را .
( 3 ) - ت : مىگويى .
( 4 ) - مج : و افترائى مىكند . ت : و افترائى است كه مىكنى . م : و افترائى است كه مىكند
( 5 ) - اساس : نرسانيدست
( 6 ) - ت ، م : اتصال
( 7 ) - ت : ندارد
( 8 ) - مجا :
همچنين
( 9 ) - ت ، م : ندارد
( 10 ) - مجا ، ت ، م : ندارد
( 11 ) - مجا ، م : اين كتاب . ت : درين كتاب
( 12 ) - ت : كروهى
( 13 ) - مجا : كتاب
( 14 ) - مج ، مجا : رسانيد
( 15 ) - اساس : ساختم
( 16 ) - مجا ، ت : ندارد
( 17 ) - مجا : جستم
( 18 ) - مجا ، ت ، م : از وى
( 19 ) - مجا : يك نيمه از بيت المال . ت : يك نيم مالى . م : يك نيم از مال
( 20 ) - مجا ، ندارد
( 21 ) - جز اساس ساير نسخ : معد
( 22 ) - مجا افزوده : و همين ساعت برسانم . ت ، م : و همين ساعت به بيت المال رسانم