ترجمهء آن قصيده اينست كه من گفتهام « 1 » :
كسى كه عفو كند بيش باشد او را يار * عتاب كردن دايم ملالت آرد بار
محّك « 2 » تجربه « 3 » دارى به نيم جو بمخر * كسى كه با تو دو رويى نمود چون دينار
كمند « 4 » آنكه مهذّب شدند از تحصيل * اگر چه مدعيانند در هنر بسيار
ثبات كن كه نجاح از پى ثبات رود « 5 » * كه گم شوى « 6 » زره اركج « 7 » كنى در او رفتار
يبند ديده ز عيب برادران پيوست * و گر ببينى عيبى همه هنر انگار « 8 »
خيوى « 9 » خشم فرو بر « 10 » كه گرچه « 11 » تشنه شوى * زمان « 12 » نيابى وقت هلاك آن مقدار
مرا ز جملهء خوبان روم يارى هست « 13 » * كه روى او ز رخ آفتاب دارد عار
عتاب مىكند و از عتاب دلدوزش « 14 » * دل سليم مرا بيش مىشود تيمار
هامش
( 1 ) - مجا : ترجمهاش به پارسى اينست كه من نوشتهام . ت : ترجمهاش به پارسى اينست كه من گفتهام
( 2 ) - مجا : محل
( 3 ) - اين كلمه در نسخهء ت خوانا نيست
( 4 ) - اساس و مجا : فكند . غلط است و در ترجمهء ( قليل ) آمده
( 5 ) - ت : بود
( 6 ) - مجا : شود . ت : شدى
( 7 ) - مجا ، ت : كژ
( 8 ) - مجا :
پندار
( 9 ) - مجا ، ت : خدوى
( 10 ) - مجا : خور
( 11 ) - مجا ، ت : اگرچه
( 12 ) - اساس : زيان
( 13 ) - ت : يار منست
( 14 ) - اساس و مجا : دل روشن .