تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
فرمايم . در اثناى آن طوف به حوالى حصن محمد بن يزيد « 1 » رسيدم . او رسم استقبال به جاى آورد و استدعا كرد « 2 » كه نزديك « 3 » او نزول كنم . اجابت كردم ، و چون به محاوره و مفاضهء او « 4 » مستأنس شدم عيان بيش از خبر بود ، و در هر فن كه شروع كرد نصيب و نصابى تمام داشت . و چون به وثاق او نزول كردم در حال ما حضر فرا پيش آورد خالى از اظهار تكلفى ، « 5 » و بعد از آن آنچه شرط ضيافت بود به جاى آورد . و مدار كار او بر كنيزكى سياه بود « 6 » ، ديدم كه محل اعتماد [ و ] خزينهء اسرار او بود ، ويرا نزديك او قربتى هرچه تمامتر يافتم و ظاهر او را استحقاق آن نمىدانستم و جاى آن نمىديدم . و تعجب از آن حال مرا بر آن باعث آمد كه از سبب قربت و احترام او بپرسيدم . گفت او را حق خدمت قديم است و طليعهء من آن روز كه عبد اللّه بن الطاهر قصد اين حصن كرد او بود . من كيفيت آن قصه « 7 » از او در خواستم . گفت : خبر « 8 » به من رسيد كه عبد اللّه بن طاهر « 9 » مستعدّ شده است تا به طلب نصر بن « 10 » شبيب « 11 » به نفس خود « 12 » حركت فرمايد به جانب شام ، و به همه حال گذر بر حصن من خواهد كرد . دل بر هلاك بنهادم و هيچ « 13 » شك نكردم كه از وى مضرتى « 14 » به من رسد . اگر نفس سلامت ماند « 15 » در ذهاب « 16 » نعمت و ازالت دولت شبهتى نباشد ، جهت آن جواب « 17 » كه من قصيدهء او را گفته بودم . چون « 18 » بدان
هامش
( 1 ) - مجا : محمد بن اليزيد ( 2 ) - ت : فرمود ( 3 ) - مجا : ت : به نزديك ( 4 ) - مجا : ندارد ( 5 ) - مجا : تكلف ( 6 ) - ت : ندارد ( 7 ) - اساس : قصد ( 8 ) - ت : چون خبر ( 9 ) - مل : عبد اللّه بن طاهر . ( 10 ) - اساس : نثر ( 11 ) - اساس و ت : بىنقطه . مجا : شبت ( از متن عربى ) ( 12 ) - مجا ، ت : خويش ( 13 ) - مجا : و به هيچ ( 14 ) - مجا : كه مضرتى از وى ( 15 ) - مجا ، ت : يابد ( 16 ) - ت : زهاب ( 17 ) - ت : بچون ( 18 ) - ت : كه