را از اين سخن خنده آمد و بفرمود « 1 » تا او را اطلاق كردند .
شعر :
از بلا چون خلاص خواهد داد * بندهاى را به لطف خويش خدا
نكتهاى بر زبال او برود « 2 » * كه بدان گردد از مضيق رها « 3 »
الحكاية الحادى عشر - حسن بن طالب كاتب عيسى بن فرخانشاه گفت : چون مرا به ولايت مصر « 4 » فرستادند ، و از ديوان امير المؤمنين اعمال آن ولايت به من حوالت كردند ، در مدت مقام من در آن ولايت معارف و مشاهير و وجوه قبايل مصر با من صفت فضل و كرم و شمايل محمد بن يزيد الاموى الحصنى حكايت مىكردند ، و قصيدهاى كه او در جواب قصيدهء عبد اللّه بن الطاهر « 5 » انشا فرموده است « 6 » بر من خواندند . و خوفى كه محمد يزيد « 7 » را بوده به وقت در آمدن عبد اللّه بن طاهر به شام ، و لطفى كه عبد اللّه در حق او مبذول داشته بود شنيدم . و به سبب اصالت خاندان و فضايلى « 8 » كه محمد بن يزيد را بود پيوسته من رعايت جانب او كردمى . و سخن « 9 » او مشتمل بر نظم و « 10 » و نثر و منهى « 11 » از بلاغت و فصاحت دايما به من رسيدى ، تا آنگاه كه عزيمت من بر آن تصميم يافت كه [ در ] بلاد و قرائى « 12 » كه در تحت ولايت « 13 » منست طوفى بكنم و از احوال رعيت و عمال تفحصى « 14 »
هامش
( 1 ) - مجا : و فرمود
( 2 ) - ت : راند
( 3 ) - چاپى : آن مضيق رخا
( 4 ) - اساس : بصره
( 5 ) - مجا : افزوده : بدان مفاخرت نموده ت : بدان مفاخرت نموده بود
( 6 ) - مجا : بود . ت : ندارد
( 7 ) - مجا ، ت : محمد بن يزيد
( 8 ) - مجا : و فضايل
( 9 ) - مجا : گفتهء . ت : كتب .
( 10 ) - از ( م )
( 11 ) - مجا ، ت ، م : مبنى ( ظ : منبى )
( 12 ) - در اصل : بلاد و قرى
( 13 ) - از ت و م و چاپى افزوده شد
( 14 ) - مجا : تفحص