تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
شعر « 1 » :
لو قلت للّسيل دع طريقك * و الموج عليه الهضاب تعتلج « 2 »
لغارو ارتدّ او لكان « 21 » « 3 » له * الى طريق سواك منعرج
الترجّمه « 4 »
اگر به سيل بگويى كه رو بگردان زود * در آن زمان كه بود موج او چو كوه روان
فرو رود به زمين يا ز راه برگردد * نيارد و نرود « 5 » بر خلاف آن فرمان
طريح « 6 » گفت : يا امير المؤمنين خداى مىداند كه من اين مىگفتم و هر دو دست برداشته بودم به خداى عزّ و جلّ - و بدين ، خدا « 7 » را مىخواستم . ابو جعفر گفت : يا ربيع ديدى كه چگونه خود را از اين ورطه خلاص داد ؟ الحكاية السادسة - اسحاق بن ابراهيم الموصلى حكايت كرد و گفت : پيش امير المؤمنين مأمون « 8 » ايستاده « 9 » بودم ، ابن البواب حاجب « 10 » در آمد رقعه‌اى در دست ، و چند بيت بر او « 11 » نبشته « 12 » . گفت : اگر راى امير المؤمنين اقتضا كند و اجازت « 13 » فرمايد اين ابيات بر خوانم . مأمون پنداشت كه او انشا كرده است ، گفت : بر خوان . ( بر خواند « 14 » و ابيات اين است ) « 15 » : العربية
هامش
( 1 ) - ت : ندارد ( 2 ) - عربى و ت : يعتلج ( 3 ) - مجا ، ت : لساخ . عربى : لساح ( 4 ) - مجا : ندارد ( 5 ) - ت : نيارد و برود . م : نيارد او كه رود ( 6 ) - اساس ضريح ( 7 ) - ت : خداى ( 8 ) - مجا ، ت : المامؤن ( 9 ) - ت : استاده ( 10 ) - اساس : حجاب ( 11 ) - مجا : درو ( 12 ) - مجا ، ت : نوشته ( 13 ) - ت : اجابت ( 14 ) - ت : ندارد ( 15 ) - مجا : ندارد ( 21 ) - كذا در كليهء نسخ و عربى