تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
در شنودم و شك نكردم كه به قتل ما مىآيند ، و « 1 » از غايت خوف و صعوبت آن حالت « 2 » بيهوش « 3 » گشتم . چون نيك بنگريدم « 4 » شاپور را ديدم خادم القاهر - باللّه باشموع و مشاعل « 5 » و قومى با او ، آواز داد و گفت : اين ابو طاهر كدام است « 6 » ؟ پدرم برخاست و گفت : منم « 7 » گفت « 8 » : كجاست پسرت ؟ گفتم « 9 » اينك . گفت : بسم اللّه باز گرديد « 10 » به سلامت و عافيت ، و مكرم « 11 » و محترم « 12 » با منزل خود رويد « 13 » . چون بيرون آمديم معلوم شد كه محمد ابو القاسم « 14 » را گرفته بودند و قاهر « 15 » او را قهر كرده بود ( و اللّه لطيف بعباده ) در حق ما [ لطف ] مبذول « 16 » داشته « 17 » . بعد از آن « 18 » او سه روز در آن قيد بزيست و جان به حقّ تسليم كرد و كار ما « 19 » هر روز نيكوتر شد « 20 » . شعر « 21 » :
بر تو گر ظالمى كند ظلمى * داد تو زو خداى بستاند
رنجه گردد ز انتقام « 22 » خداى * هر كه از خود دلى برنجاند
از خرى « 23 » هر كه بد كند با خلق * همچو خر در وحل فرو ماند
الحكاية الثانية و الثلاثون - طاهر بن الحسين چون به محاربهء على - بن عيسى بن ماهان « 24 » بيرون رفت روزى آستين پردرم كرده بود تا بر درويشان
هامش
( 1 ) - ت : كه ( 2 ) - مجا ، م : حال ( 3 ) - م : ترسان و بيهوش ( 4 ) - مجا : چون نيك بنگرستم . م : چون بنگريستم . ( 5 ) - مجا : شمع و مشعله . اساس : شموع و مشاعيل ( 6 ) - ت : اين ابو طاهر ( 7 ) - مجا : و گفت اينكم من و . ت : و گفت : اينكم . م : و گفت اينك ( 8 ) - ت : ندارد ( 9 ) - مجا ، ت : گفت ( 10 ) - ت : ندارد ( 11 ) - م : و مكرمت ( 12 ) - ت : ( و مكرم و محترم ) ندارد ( 13 ) - مجا : روند ( 14 ) - ت : محمد بن ابو القاسم ( 15 ) - مجا : قاهر ( 16 ) - جزم و چاپى بقيه ( لطف ) را ندارد ( 17 ) - مجا : داشت ( 18 ) - ت : و بعد از آن ( 19 ) - م : و كار ما بعد از آن ( 20 ) - م : نيكو شد . مجا ، ت : نيكوتر بود ( 21 ) - از مجا . ت : و درين معنى ميگويم . م : بيت ( 22 ) - م : اهتمام ( 23 ) - ن : كز خرى ( 24 ) - بجز مجا در ساير نسخ : هامان