اميدوارى و تسلى تمام حاصل گشت و در مدت نزديك « 1 » از آن شدت فرج يافت « 2 » .
الحكاية التاسعة و العشرون - محمد بن رجا مولاى هاشمى « 3 » گفت : « مرا وقتى اندوه « 4 » بسيار رسيد و به غايت غمناك گشتم « 5 » و تنگدل « 6 » شدم و در غلواى آن محنت كنار نهاليچهاى « 7 » كه در آنجا نشسته بودم برگرفتم « 8 » . رقعهاى « 9 » ديدم بر آنجا مكتوب .
شعر « 10 » :
يا صاحب الهّم انّ الهمّ منقطع * لاتيأ « 11 » سنّ كان قد فرج اللّه « 12 »
الترجمه :
اى آنكه از اندوه و بلا غمگينى * جز صبر سزد كه شيوهاى « 13 » نگزينى
دلتنگ مشو اگر فرو بندد كار * تا بگشايى ديده گشايش بينى
چون برخواندم آن اندوه از دل من برفت و شكيبا و صبور گشتم ، و به لطف بارى - تعالى « 14 » - هرچه تمامتر اميدوارى « 15 » بحاصل آمد « 16 » ، و بعد از آن در مدّت نزديك از آن محنت فرج و از آن بلا خلاص يافتم .
هامش
( 1 ) - مجا : اندك
( 2 ) - عبارت خاتمهء حكايت بعد از ابيات فارسى ( ترجمه ) در نسخهء م چنين است : بعد از آن او را فرمود كه رها كردند و ده هزار دينار بداد و فرج يافت و اللّه اعلم بالصواب
( 3 ) - اساس : مولى هاشمى مجا ، ت : مولى هاشم . بنى هاشم . م : مولاى بنى هاشم
( 4 ) - ت : انده
( 5 ) - م : ندارد
( 6 ) - مجا :
دلتنگ
( 7 ) - م : نهالچه
( 8 ) - مجا : باز گرفتم . م : ندارد
( 9 ) - م : رقعه
( 10 ) - م ، مل : رباعى
( 11 ) - ت : تأيسن
( 12 ) - م و مل : بيت عربى را ندارد
( 13 ) - مل : شيوها .
( 14 ) - ت : تعالى حفى . مجا : و لطف خفى .
( 15 ) - ت : اوميدوارى هرچه تمامتر .
مجا ، مل : اميدوارى هرچه تمامتر .
( 16 ) - مجا ، حاصل گشت .