به نظر استاد دانشمند جناب آقاى دكتر ذبيح الله صفا : از ميان اين « كتب متفرقه » يكى بايد همان ترجمهء پارسى نور الدين ( سديد الدين ) محمد عوفى از الفرج بعد الشدة باشد كه على الظاهر دهستانى قسمتهايى از آن را برداشته و به كتاب خود آورده و حقيقت حال را از خواننده پنهان داشته است « 1 » .
شاد روان ملك الشعراى بهار مىنويسد « 2 » :
« تأليف ديگر او ( عوفى ) ترجمهء كتاب الفرج بعد الشدة است تأليف قاضى محسن تنوخى كه قسمتى از آن را مؤلف جوامع الحكايات در باب هفتم از قسم چهارم و ساير ابواب آورده است ولى نسخهء آن كتاب هنوز به نظر حقير نرسيده است و گمان دارم در تهران در يكى از كتابخانههاى شخصى موجود باشد ، و درست معلوم نيست كتاب الفرج بعد الشدة كه به پارسى موجود مىباشد و مترجم آن حسين بن اسعد بن الحسين المؤيدى - الدهستانى است انتحال آن كتابست يا ترجمه ايست جداگانه ؟ »
شادروان استاد سعيد نفيسى نوشته است :
« اين حسين بن اسعد كه در نسخههاى خطى ترجمهء او نسبش را الويزى نوشتهاند و در چاپ آن را به ( المؤيدى ) تحريف كردهاند پيداست كه از مردم الويز دهى بوده است كه هنوز در شهريار معروفست و كتاب فرج بعد الشدة قاضى ابو على محسن بن على تنوخى را در حدود 670 هجرى به فارسى ترجمه كرده و درين ترجمه گاهى ازين عبارت پردازيها دارد » « 3 »
متن عربى فرج بعد الشدة مجموعهاى از داستان است در چهارده باب با عناوين مختلف كه همه بر محور اصلى فرج پس از شدت قرار گرفته است . قبل از قاضى تنوخى ، ابو الحسن على بن محمد مداينى كتابى در پنج يا شش صفحه براى گشايش و فرج و رهائى بندگان خدا از چنگال هم و غم - در احوال و اخبار كسانى كه به سختى مبتلا بودند و در آخر به راحت رسيدند جمع آورد و نام آن را ( فرج بعد الشدة و الضيق ) نهاد .
همچنين محمد بن ابى الدنيا به جمع اخبار و احاديث در توكل و صبر بر بلا و مواظبت بر دعا و نظائر آن همت گماشت و بيست صفحه از اين دست گرد آورد . كار بزرگ
هامش
( 1 ) - ايضا همان كتاب
( 2 ) - سبك شناسى ، جلد سوم
( 3 ) - مقدمهء شاهكارهاى نثر فارسى معاصر ، برگزيدهترين آثار طالب اوف ، على اكبر دهخدا ( تأليف و تدوين استاد سعيد نفيسى )