تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
( يا رب عبيدك بفنائك يوجو ثوابك و يخشى عقابك ) . طاووس گفت : در هيچ اندوه اين دعا نگفتم الا كه حق - تعالى « 1 » - فرج كرامت فرمود « 2 » . و مرويست كه پيغامبرى از پيغامبران « 3 » يا صدّيقى از صدّيقان گوساله‌اى « 4 » را در پيش مادر « 5 » بكشت ، عقل برو مختل گشت ، و مخبّل « 6 » بماند تا روزى در زير درختى ايستاده بود كه آشيانهء مرغى بر آنجا بود « 7 » ناگاه بچه مرغ « 8 » از آشيانه بر زمين « 9 » افتاد « 10 » و آن مرغ از شفقت « 11 » كه بر بچهء « 12 » خود داشت گرد او مىپريد « 13 » و خود را بر زمين مىزد . آن صدّيق آن بچه « 14 » را از خاك بر گرفت و بر « 15 » آشيانه نهاد . در حال خداى - تعالى - عقل با او داد « 16 » . و عمر بن الخطاب - رضى الله عنه - روزى جليسان خود را « 17 » گفت و عمرو بن عاص « 18 » در ميان آن قوم « 19 » بود كه ( ما احسن شىء ؟ ) نيكوترين چيزى كدام است ؟ هر كسى بدانچه « 20 » راى ايشان اقتضا كرد « 21 » جوابى گفتند و عمرو بن عاص « 22 » خاموش بود . عمر - رضى اللّه عنه - گفت : يا عمرو تو چه مىگويى ؟ گفت : « الغمرات ثم ينجلينا « 23 » » ، معنى آن باشد كه بهترين چيزها بلاست « 24 » چون مكشوف « 25 »
هامش
( 1 ) - ت : ( حق تعالى ) را ندارد ( 2 ) - ت : فرج آورد . مل : اجابت كرد ( 3 ) - مجا ، م : پيغمبرى از پيغمبران ( 4 ) - م : گوساله ( 5 ) - مجا : مادر او ( 6 ) - ت ، م ، چب : مختل ( 7 ) - م : كه مرغى آشيانه در آنجا نهاده بود ( 8 ) - ت : مرغى ( 9 ) - ت : به زمين ( 10 ) - ت : فرو افتاد ( 11 ) - م : شفقتى ( 12 ) - مجا : فرزند ( 13 ) - مل افزوده : و بچهء خود طلب ميكرد ( 14 ) - ت : بچه مرغ ( 15 ) - ت : باز . م : به ( 16 ) - م : عقل او باز دارد ( 17 ) - ت : روزى گفت جلساى خويش را ( 18 ) - م ، چا ، چب : عمرو بن العاص ( 19 ) - ت : جمع ( 20 ) - مل : هر كدام هرچه ( 21 ) - م : بود ( 22 ) - م ، چا ، چب : عمرو بن العاص ( 23 ) - متن عربى و چا : ينجلين . م : ينحبين . ت : تنجلينا . مل : ينجيها ( 24 ) - م ، چا ، چب : محنت است ( 25 ) - م ، چا ، چب : به فرج انجامد .