است براى ابو حنيفه . قاضىزاده شريف مخدوم اين مطلب را تأييد كرده و گويد : پس از آنكه پدر ابو حنيفه ثابت درگذشت ، مادر امام به ازدواج امام جعفر صادق درآمد و بدين ترتيب ابو حنيفه به خانه امام صادق رفت و در آنجا تربيت يافت . [ 14 ]
راستى چگونه مىتوان اين ادعا را درست پنداشت ، كه ابو حنيفه كودك بوده و در دامن امام صادق تربيت شده ، در حالى كه ابو حنيفه در سال 80 ه . و امام صادق در سال 83 ه . متولد شده است ؟ بنابراين اين مطلب نمىتواند درست باشد . در عين حال اگر مدعيان اصرار بر صحت آن داشته باشند ، فقط خداوند است كه بر همه چيز تواناست . بعيد نيست همان گونه كه جزر و مد در درياها روى مىدهد در عمرها نيز روى دهد ! در مورد ادعاهايى دروغين كه در مناقب ابو حنيفه شده به همين اندازه بسنده مىكنيم ، و فقط به چند نمونه ديگر اشارتى مىكنيم :
ادعا شده كه در تورات به آمدن ابو حنيفه بشارت داده شده و خصوصياتش در تورات آمده است . گفتهاند خداوند به ابو حنيفه ندا داد كه اى ابو حنيفه تمامى گناهان تو و پيروانت را تا روز قيامت بخشيدم . گفته شده پيامبر بر داود نبى غبطه مىخورد ، چرا كه در امت او لقمان حكيم زندگى مىكرد ، خداوند او را به آمدن ابو حنيفه بشارت داد و به ياد آورد كه حكمت او از لقمان بيشتر است . ادعا شده كه خضر پنج سال در حيات ابو حنيفه نزدش درس خواند و پس از آن در گور نيز به آموختن علم نزد ابو حنيفه ادامه داد .
نمونههاى بسيارى از اين دست در مناقب ابو حنيفه نقل شده كه نياز به مناقشه و نقد ندارند . اين بافتهها رهآورد دوران درگيرى و رقابت تعصبآلود در ميان مذاهب است ، دورانى كه هر گروهى بر اساس اهدافى كه داشت مىكوشيد از امام و پيشواى خود شخصيتى برتر بسازد ، و از اين رو كتابهاى زيادى در ستايش تو خالى و مدح دروغين از امامان مذاهب پديد آمد .
در اين ميان گروهى به قصد پيروزى مذهب حنفى به حديثسازى روى آوردند ، كه مىتوان به احمد حمانى ( د 302 ه . ) ، اسد بن عمر بجلى قاضى ( د 190 ه . ) و اباء بن جعفر كذاب معروف اشاره كرد . لازم به يادآورى است كه برخى هنگام نقل حديث از اباء نام او را تحريف كرده به ابان تبديل كرده تا حقيقت شخصيت بدنامش ناشناخته بماند . در مورد ابو حنيفه احاديثى استخراج شد كه بىبنياد بودند . [ 15 ] اباء بيش از سيصد حديث جعل كرده اكثر اين احاديث جعلى را حارثى گردآورى و در
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 373
مساهمون: اسد حيدر
ص٣٧٣