نكته توجه كرد كه وى عالم خردمندى است كه در جستجوى حق است و از هر چيزى كه حق را مخدوش سازد مىگريزد . اگر كسى نخستين جلد اين كتاب را بخواند به طور دقيق از مسئلهء خلافت اسلامى ، كه نويسنده آن را با وضوح و استوارى مطرح كرده است ، آگاه خواهد شد ، و حالتى در او پديد خواهد آمد كه گويى خود در آن دوره از تاريخ زندگى مىكند . اين شيوه علمى در بررسى و فهم تاريخ اسلام توان و صلاحيت آن را دارد كه مورد توجه نقادان و نكتهسنجان قرار گيرد و در آينده نيز پايه و اساس تأليفات و نوشتهها واقع شود . ما به تحقيق و بررسى علمى تاريخ نيازمنديم ، و بيش از آن نياز هست كه مذاهب سياسى و فقهى به گونهاى عميقتر از آنچه تاكنون عرضه شده ارائه گردد ، تا بتوانيم صاحب حق را تأييد كنيم و خطاكار را به خطايش آگاه سازيم . زمانى اين نياز بيشتر احساس مىشود كه بدانيم سياست بازيهاى امويان و عباسيان تا چه اندازه در شكلدهى و صورتپردازى مذاهب فقهى نقش داشته ، و متوجه باشيم تا چه حد شيعه در طول هشت قرن تمام « 1 » از فرمانروايى دو خاندان اموى و عباسى ستم و شكنجه ديده است . به نظر من بازنگرى و احياى صادقانهاى كه در پهنهء فرهنگ اسلامى به وسيلهء عالمان شيعى صورت مىگيرد ، بازتابى است از آن انقلاب روحى و اخلاقى كه سياستهاى اموى و عباسى شعلههاى آن را در جان شيعيان امام على ( ع ) و امامان بعدى برافروختند . رنجها و شكنجههايى كه شيعيان ديدند در حدى بود كه با جان آنان آميخته شد ، به گونهاى كه شيعيان آن را در سير تكاملى تاريخ كاملا به ارث بردند ، و اين رنجها چنان با گوشت و خون آنان عجين شد كه ايمان صادقانه در عمق جان مؤمنان خانه مىكند . اين است كه شيعيان از اين نظر ذاتا مؤمنان معتقد و استوارى هستند كه ايمانشان فراتر از محدوده تقليد و گفتار است . اين ايمان عميق و آيين اعتقادى است كه شيعيان را به تنهايى در طول سدهها زنده نگه داشته ، و همين امر راز نشاط و شكوفايى مستمر آنان در دعوتهاست ، و نيز همين ويژگى سرّ شكوفايى و پويش تأليفات و آثارشان به شمار مىآيد و لذا همواره آثار آنان را چنين مىيابيم . اگر در مورد كتاب « امام صادق و مذاهب فقهى چهارگانه » منصفانه سخن
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 35
مساهمون: اسد حيدر
ص٣٥
هامش
( 1 ) به نظر مىرسد كه شش قرن درست باشد ، چرا كه عباسيان و امويان مجموعا 615 سال خلافت كردهاند نه هشت قرن .