تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
بگوييم ، بايد اذعان كنيم كه مطالب مطرح شده در آن از عهده يك جلد خارج بوده است ؛ از اين رو نويسنده كتابش را در شش جلد فراهم آورده و به كمال رسانده است . كتاب با مقدمه‌اى در باب تاريخ اسلام و ادوار آن كه در پيدايى و دگرديسيهاى مذاهب فقهى اثر گذاشته است ، آغاز مىشود ، و نقشى كه زندگى امام صادق در اين دگرديسى داشته ، و نيز جايگاه مذهب جعفرى ، و تأثير آن در مذاهب چهارگانه ديگر ، همچنين نقاط اختلاف مذهب جعفرى با ديگر مذاهب ، كه غالبا در فروع و كمتر در اصول است ، در جلد نخست آمده است . آرى اگر بخواهيم در باب آنچه كه نويسنده به كتابخانه تاريخ ، و نيز كتابخانه فقه ، افزوده جانب انصاف را نگه داريم و حق مطلب را ادا كنيم ، خود يك جلد كامل خواهد شد . اما تنها به اشارتى گذرا كه گوشه‌اى از ويژگيهاى اين اثر علمى پيرامون امام صادق را نشان دهد بسنده كرده و احترام خود را نسبت به روش كار و شيوه استوار نويسنده در اين اثر گرانقدر ابراز مىكنيم . شايد جالبترين چيزى كه نظرها را متوجه خود مىكند و نقادان را آرامش و اطمينان مىبخشد ، توفيق و كاميابى نويسنده در پىافكندن قواعد و پايه‌هاى استوار در حل مشكل خلافت و مسأله حكومت است كه پيش از اين بدان اشاره شد . در اين مورد من با نويسنده موافقم كه مشكل اساسى از خلافت عثمان آغاز شد ، كه در آن اوان بستگان پدرى او فرصت را غنيمت شمرده و با به دست آوردن قدرت مطلقه ، خودكامانه جهان اسلام را به بازى گرفتند . اما دوست داشتم كه نويسنده مسئلهء خلافت را به گونه‌اى بنيادى ، كه با درگذشت پيامبر اسلام پديد آمد ، مورد توجه قرار دهد . نويسنده پيرامون تاريخ زندگى امام على ( ع ) ، آنجا كه مشكلات وارد بر حكومت وى را به تصوير مىكشد و از خروج ام المؤمنين « عايشه » و جنگهاى « معاويه » و اينكه دو شخصيت بزرگ چون « طلحه » و « زبير » با پيشنهاد بيعتى كه معاويه به آن دو كرد بازيچه قرار گرفتند و هدف از اين پيشنهاد نيز به خاطر سوابق طلحه و زبير در اسلام نبود بلكه به اين دليل بود كه آنها پل پيروزى واقع شوند ، سخن مىگويد و از مسائل ديگر مانند خونخواهى قتل عثمان از على كه دستى در اين كار نداشت حرف مىزند ، جانب حق و عدالت را حفظ كرده است . اين مسائل و مشكلات چنان انبوه است كه فيلسوفان تاريخ از عرب و شرق‌شناسان را به لغزش و خطا كشانده است ، و لذا آنان در درك شخصيت امام